اموزش معامله گری

سطوح استراتژی

دانلود پاورپوینت استراتژی های رایج در سطوح سازمان

آنچه دارائیهای کم خاصیت یا بدوی خاصیت سازمان را به دارائیهای با ارزش و منفعت ساز تبدیل می کند.

مهم ترین ویژگی استراتژی:ایجاد مزیت رقابتی پایدار

برنامه ای فراگیر و عمومی است که همه مراتب سازمانی را شامل می شود و سازمان توسط آن در محیطی پویا به هدف های خود دست می یابد.

استراتژیهای رایج در سطوح سازمان

—استراتژی در سطح کل سازمان

هدف ازاین استراتژی،هدایت کل مجموعه و تخصیص بهینه منابع در آن است.در واقع جهت حرکت کل گروه سازمانی در این سطح مشخص می شود و اهداف و مقاصد عمومی به منظور نیل به آنها تعیین می شوند.

استراتژی ها در سطح کل سازمان در سه دسته زیر طبقه بندی می شوند:

  • استراتژی های هدایتی
  • استراتژی های پرتفولیو
  • استراتژی های سرپرستی

استراتژی های رشد:

سازمانها برای ادامه حیات و افزایش اثربخشی به دنبال پیروی از استراتژی هایی می روند که تأکید بر رشد و توسعه دارد.

در استراتژی های رشد درون سازمانی ، سازمان با اتکا به منابع خود بیشتر توسعه در کالا یا بازار موجود و وارد شدن به فعالیت ها در کالا یا بازار جدید را مبنا قرار می دهند.

دراستراتژی های رشد برون سازمانی،سازمان با متحد شدن با سازمان ها یا شرکتهای دیگر و یا با حرکت مشترک با آنها به گسترده کردن فعالیت های خویش تلاش می کند.

—استراتژی های یکپارچگی

استراتژی هایی که به دنبال رشد و توسعه در حیطه و محدوده محصول و بازارفعلی هستند.

استراتژی یکپارچگی به سه شکل انجام می شود:

انواع استراتژی های یکپارچگی(این استراتژی ها جزء استراتژی های فرعی می باشند.)(1)

vاستراتژی یکپارچگی رو به جلو

هنگامی که سازمان کنترل و نفوذ خود را بر فرآیند توزیع و خرده فروشی محصولات خود افزایش دهد.

vاستراتژی یکپارچگی رو به عقب

هنگامی که سازمان نفوذ و کنترل خود را بر فرآیند تأمین مواد اولیه گسترش دهد.

گستره و میزان فعالیت یک شرکت در موقعیت جغرافیایی مختلف و متعدد در همان زنجیره صنعت قبلی

—موقعیت ها یا شرایطی که استراتژی خاص از بقیه اثربخش تر است

یکپارچگی عمودی به بالا

هنگامی که توزیع کنندگان کنونی سازمان پرهزینه یا غیر قابل اعتبار هستند،یا اینکه نمی توانند نیازهای شرکت را از نظر توزیع و پخش محصولات تأمین کنند.

یکپارچگی عمودی به پایین

هنگامی که عده عرضه کنندگان مواد اولیه اندک و عده شرکتهای رقیب زیاد است.

—استراتژی های مشارکتی

استراتژی هایی که برای کسب مزیت رقابتی در یک صنعت و کسب و کار از طریق همکاری با شرکت های دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.

به غیر از تبانی میان رقبا که غیر قانونی است،نوع اصلی استراتژی مشارکتی ائتلاف استراتژیک است.

ائتلاف استراتژیک

مشارکت دو یا چند شرکت که اهداف استراتژیک مهمی را به طور مشترک دنبال می کنند و همه آنها از این مشارکت سود می برند.

Øسرمایه گذاری مشترک

استراتژیهای رایج در سطوح سازمان

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پاورپوینت استراتژی های رایج در سطوح سازمان” لغو پاسخ

پزشک سازمان

تعیین سطوح استراتژی سازمان ( شرکت کاوه خودرو سایپا ) و بیان اجزای اصلی آن

تعیین سطوح استراتژی سازمان ( شرکت کاوه خودرو سایپا ) و بیان اجزای اصلی آن:

این استراتژی اتخاذ شده از سوی سازمان به عنوان خروجی از تحلیل سطوح استراتژی به روش swot می باشد که بعد از بررسی محیط سازمان و نقاط قوت و ضعف آن از برآیند ( برخورداری ساختار سازمان از دایره روش ها و سیستم ها و تهدید ناشی از شدت گرفتن تحریم ها و نا معلوم بودن نتایج نشست سران 5+1 ) این استراتژی اتخاذ شده و در سطح بنگاه قرار گرفته و شامل موارد زیر است.

به کارگیری واسطه هایی که بتوانند تحریم ها را دور بزنند. تامین مواد از داخل

قلمرو شرکت کاوه خودروسایپا

اهداف آرمانی و عملیات

توسعه ونفوذدربازارهای داخلی وخارجی باهدف مبدل شدن به تامین کننده برترتجهیزات کاربری درسطح کشور و بازارهای منطقه خاورمیانه ازطریق اتکابه حرکت درمسیربهینه سازی و ارتقاءتوان زنجیره تامین .

از منابعی که در میان پورتفولیوهای شرکت توزیع شده بهره مند میشود چون بحث تامین مواد اولیه و صادرات به دور از تهدیدات ناشی از تحریم اهمیت به سزایی دارد.

منابع مزیت رقابتی

انگیزه ایجاد شده در نیروی کار ، ساختار سازمانی مناسب و عدم تمرکز

منابع هم افزایی

هم افزایی حاصل از هماهنگی میان نیروی انسانی سازمان و وجود ساختار سازمانی مناسب

تلاش مضاعف برای نزدیک شدن به سطح رقبای خارجی و مطرح شدن در سطح بین الملل از طریق بهبود فرآیند تولید ، کاهش قیمت تمام شده

این استراتژی سازمان از برآیند ( قوانین حمایتی دولت برای تولید کنندگان داخلی با توجه به نامگذاری سال اخیر بعنوان سال حمایت از تولید، کار و سرمایه ایرانی ، در حال حاضر شرکت به طور انحصاری فعالیت می کند و از لحاظ رقبا تقریبا در آرامش است ، ایجاد انگیزه موثر در کارکنان ، دایره سیستم ها و روش ها ی کارا ) بدست آمده و در سطح بنگاه به اجرا در می آید که از دل این استراتزی تاکتیکها یی جهت اجرا در واحد تولید، مالی ، منابع انسانی ، بازاریابی استخراج شده است. که بطور کلی شامل موارد زیر میشوند:

اقدام به جذب نیروی انسانی جدید و کارا برای هدف تعریف شده در استراتژی مذکور در بخش تولید ، بازاریابی و . ) تلاش برای ارتقاء برند و شروع تبلیغات فرامرزی در دستور کار واحد بازایابی قرار گرفته و همچنین تلاش بیشتر برای ارتقا کیفیت در فرآیندهای خط تولید در واحد تحقیق ووتوسعه و.

تلاش مضاعف برای نزدیک شدن به سطح رقبای خارجی و مطرح شدن در سطح بین الملل از طریق بهبود فرآیند تولید ، کاهش قیمت تمام شده

قلمرو شرکت کاوه خودروسایپا

اهداف آرمانی و عملیات

توسعه ونفوذدربازارهای داخلی وخارجی باهدف مبدل شدن به تامین کننده برترتجهیزات کاربری درسطح کشور و بازارهای منطقه خاورمیانه ازطریق اتکابه حرکت درمسیربهینه سازی و ارتقاءتوان زنجیره تامین .

تخصیص منابع اعم از مالی ، زمانی ، انسانی و. میان وظایف و فعالیتهای موجود بر اساس نیاز برآورد شده از سوی واحدها

منابع مزیت رقابتی

منابع مالی مناسب بکارگرفته شده از طریق تامین اعتبارات بانکی ناشی از حمایتهای دولتی ، هم افزایی موجود در میان منابع انسانی سازمان ، واحد تحقیق و توسعه فعال در زمینه بهبود کیفیت و بهیته سازی فرآیند تولید

منابع هم افزایی

هم افزایی حاصل از هماهنگی میان نیروی انسانی سازمان و وجود ساختار سازمانی مناسب

تسخیر بازار تامین قطعات در داخل کشور ، ایجاد قراردادهایی با سایر تولید کنندگان خودروهای سنگین در داخل کشور حتی ایران خودرودیزل برآمده از (طبق تصمیم دولت قرار نیست افزایشی در حجم واردات در بخش صنعت داشته باشیم. در حال حاضر شرکت به طور انحصاری فعالیت می کند و از لحاظ رقبا تقریبا در آرامش است. ساختار سازمانی مناسب ، ایجاد انگیزه موثر در کارکنان )

این استراتژی در حقیقت حرکت برای ایجاد بازاری جدید برای محصولا ت فعلی و در سطح تجاری به اجرا در می آید.

تسخیر بازار تامین قطعات در داخل کشور ، ایجاد قراردادهایی با سایر تولید کنندگان خودروهای سنگین در داخل کشور حتی ایران خودرودیزل

سطح تجاری بنگاه

اهداف آرمانی و عملیات

محدود شده توسط اهداف کلی شرکت :

رشد فروش ، افزایش سود آوری ، افزایش حجم نقدینگی ، بالا بردن نرخ بازدهی سرمایه ، ایجاد جذابیت برای سرمایه گذاران جدید ، ایجاد بازاری جدید و گسترده تر

تخصیص منابع متناسب با هرکدام از بازارهای داخلی جدید که شرکت قصد ورود به آن را دارد و تخصیص بر اساس وظایف و فعالیتهای موجود در استراتژی بر اساس نیاز هر بخش

منابع مزیت رقابتی

منابع انسانی با انگیزه و متعهدتر نسبت به رقبای موجود در صنعت ، وجود واحد تحقیق و توسعه قویتر نسبت به رقبا در صنعت

انواع استراتژی ها در سطح سازمان

یک سازمان می­ تواند از ۱۳ (سیزده) انوع استراتژی استفاده کند:

۱- استراتژی یکپارچگی عمومی به بالا:

شرکت با خریدن شرکت های پخش یا خرده فروشی می کوشد بر میزان کنترل خود بر بازار و توزیع بیافزاید.

۲- استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین:

در اجرای این استراتژی شرکت بر میزان مالکیت خود بر شرکت های عرضه کننده مواد اولیه می­افزاید، این استراتژی بیشتر زمانی نیاز است که شرکت به عرضه کنندگان اعتماد (قیمت یا سطوح استراتژی مقدار) نداشته باشد.

۳- استراتژی یکپارچگی افقی :

شرکت می کوشد شرکت های رقیب را به مالکیت خود در آورد و یا با ادغام و یا خریدن شرکتهای رقیب بر میزان کنترل خود بربازار بیافزاید. در این جا مهم ترین بحث، استفاده از پدیده صرفه جویی به مقیاس است.

۴- استراتژی رسوخ در بازار:

شرکت با این استراتژی خواهد کوشید از مجرای تلاش های بازاریابی سهم بازار محصولات و خدمات سطوح استراتژی کنونی خود را افزایش دهد.

۵- استراتژی توسعه بازار:

منظور عرضه خدمات یا محصولات به مناطق جغرافیایی جدید است در این میان ، توسعه بازار بین الملل بسیار مهمتر است.

۶- استراتژی توسعه محصول :

شرکت خواهد توانست از طریق بهبود بخشیدن یا اصلاح محصولات و خدمات کنونی بر میزان فروش بیفزاید.

۷- استراتژی تنوع همگون:

مقصود آن است که شرکت بکوشد محصولات و خدماتی مرتبط با سایر محصولات و خدمات فعلی خود ارائه نماید.

۸- استراتژی تنوع افقی:

مقصود این است که شرکت محصولات و خدماتی جدید ولی بی ربط به محصولات و خدمات فعلی بیافزاید و به مشتریان کنونی خود عرضه کند.

۹- استراتژی تنوع ناهمگون :

مقصود این است که شرکت محصولات و خدماتی جدید ولی بی ربط (نسبت به محصولات و خدمات اصلی خود) به (کل) بازار عرضه کند.

۱۰- استراتژی مشارکت:

در اجرای این استراتژی دو یا چند شرکت یک شرکت تضامنی موقت یا کنسرسیوم داده و از فرصت به دست آمده مشترکاً بهره برداری می کنند و یا هدفی را تحقق می دهند. این استراتژی، یک نوع استراتژی تدافعی تعاونی است ، زیرا در آن شرکت به تنهایی اجرای یک هدف را به عهده نمی­ گیرد.

۱۱- استراتژی کاهش:

سازمان با کاهش گروه بندی جدید در داراییها و هزینه­ها میزان دارایی و یا فعالیت خود را کاهش خواهد داد، هدف سازمان از این استراتژی حرکت به سمت تخصصی شدن است.

۱۲- استراتژی واگذاری:

فروش یک واحد مستقل یا بخشی از سازمان برای سرمایه­ گذاری خاص یا خرید شرکتهای دیگر است .

۱۳- استراتژی انحلال:

فروش تمام دارایی ها به ارزش واقعی را انحلال می نامند. انحلال نوعی شکست بوده و از نظر عاطفی می ­تواند استراتژی بسیار مشکلی به حساب آید.

همچنین این استراتژی ها می توانند در سه دسته بزرگ تر با عنوان های استراتژی های رشد، استراتژی های ثبات و استراتژی های کاهش قرار بگیرند. در شکل زیر می توانید این تقسیم بندی را مشاهده بفرمائید.

انواع استراتژی ها در سطح سازمان - یک سازمان می­ تواند از 13 (سیزده) نوع استراتژی استفاده کند | علی خادم الرضا مدرس و مشاور کارآفرینی و توسعه کسب و کار

انواع استراتژی ها در سطح سازمان و تقسیم بندی آنها

برگرفته از سند برنامه استراتژیک واحد تحقیق و توسعه سازمان اتکا

تهیه و تدوین: علی خادم الرضا

انتشار مطلب انواع استراتژی ها در سطح سازمان با ذکر منع بلامانع است.

سطوح استراتژی در سازمان

سطوح استراتژی در سازمان

سلسله مراتب تصمیم گیری و تدوین استراتژی در سطوح مختلف امکان پذیر است. سطوح استراتژی در سازمان ها در حداقل سه سطح قابل تشخیص است:

استراتژی سطح بنگاه[۱]:

این سطح، مربوط به جهت گیریهای کلی شرکت مادر یا صاحب سهام است. به هدف و محدوده فعالیت سازمان و اینکه چگونه باید در بخشهای مختلف ارزش افزوده ایجاد شود، می ­پردازد. در این سطح، تصمیمات کلی در مورد سبد محصولات، بازارهای آینده، محدوده جغرافیایی، امکان تنوع محصولات و خدمات و غیره اتخاذ می­ شود. این سطح به انتظارات صاحبان، مدیران و ذینفعان اصلی سازمان می­ پردازد.

استراتژی سطح واحدهای کسب و کار (وظیفه­ ای[۲]):

این سطح از استراتژی در سطح واحدهای تابعه که مستقیماً در امر تولید و رقابت هستند، معنا دارد. یک واحد تجاری کسب و کار، بخشی از سازمان است که برای محصولات یا خدمات آن، بازار متمایز و متفاوتی از سایر واحدهای تجاری وجود دارد. این بدان معنا نیست که واحد تجاری الزاماً از لحاظ فیزیکی مجزا از سایر بخشهای سازمان است. بلکه ممکن است، صرفاً براساس معیارهای مختلف (مانند سن مشتریان، جنسیت مشتریان، ناحیه ی جغرافیایی تحت پوشش و…)، یک واحد کسب و کار مجزا تلقی شده و استراتژی متمایزی را به آن نسبت داد.

این سطح در مورد تصمیماتی است، که نحوه حضور موفق در بازارهای خاص و نحوه رقابت را منعکس می ­نماید. در این سطح مشخص می ­شود چگونه می­ توان نسبت به رقبا مزیت رقابتی پیدا کرد. چه فرصتهای جدیدی در بازار وجود دارد. چه محصولات یا خدماتی بایستی در چه بازارهایی گسترش یابند که سازمان در دراز مدت به سود بالا یا رشد ارزش سهام برسد.

استراتژی های سطح عملیاتی:

سطح سوم استراتژی در سطح عملیاتی سازمان مستقر بوده و به این مسأله می­ پردازد که چگونه اجزاء، واحدها و افراد سازمان می­ توانند بطور مؤثر و کارا، استراتژیهای سطح بنگاه و سطح واحدهای تجاری را در قالب بسیج منابع فرآیندها و نیروی انسانی پیاده ­سازی و اجرا کنند.

از دیدگاه بهره وری در سطوح سازمانی باید گفت در سطوح استراتژی سازمانی و وظیفه­ ای کارایی بیشتر ملاک است اما در سطح عملیاتی باید علاوه بر کارایی به اثربخشی نیز توجه داشت.)

سطوح استراتژی در سازمان استراتژی سطح بنگاه استراتژی سطح واحدهای کسب و کار وظیفه­ ای استراتژی سطح عملیاتی | علی خادم الرضا مدرس و مشاور کارآفرینی کسب و کار

هرم سطوح استراتژی در سازمان

همچنین در تعریفی دیگر سطوح مدیریت استراتژیک سازمان شامل سطح سازمان، سطحی بخشی/واحد تجاری استراتژیک/ کسب و کار و سطح وظیفه ­ای می­ باشد.

برگرفته از سند برنامه استراتژیک واحد تحقیق و توسعه سازمان اتکا

تهیه و تدوین: علی خادم الرضا

انتشار مطلب سطوح استراتژی در سازمان با ذکر منع بلامانع است.

آشنایی با سطوح مدیریت در سازمان و رده های مدیریتی

آشنایی با سطوح مدیریت در سازمان و رده های مدیریتی

اگر سازمان را مانند بدن انسان در نظر بگیریم، بخش مدیریت کل آن مانند مغز است که بدن را هدایت می‌کند. سطوح مدیریت مانند سیستم عصبی است که به مغز در کنترل و هدایت بدن کمک می‌کند. مدیر کل، بدون مدیران سطوح پایین‌تر نمی‌تواند بر قسمت‌های مختلف سازمان تسلط داشته باشد و آن را رهبری کند.

در یک کسب و کار فعالیت‌های مختلفی انجام می‌شود، از تولید و توزیع محصول و خدمت گرفته تا فعالیت‌های مالی و حقوقی و استخدام کارمندان. زمانی که شرکت در مرحله استارتاپ است، احتمالا مدیر به تنهایی می‌تواند تمام سطوح استراتژی این امور را مدیریت کند، اما با رشد سازمان مشغله‌های او به اندازه‌ای زیاد می‌شود که دیگر زمانی برای نظارت بر تمام فعالیت‌ها ندارد. عدم نظارت هم به معنی ایجاد و هرج و مرج در سازمان است و نیاز به راهکار دارد.

در این مقاله یاد می‌گیرید سطوح مدیریت چیست، سطوح سازمانی چیست و سمت‌ها چه هستند و چگونه می‌توانید به کمک آن‌ها یک سیستم منسجم برای نظارت و مدیریت فعالیت‌های سازمانی ایجاد کنید.

منظور از سطوح مدیریت در سازمان چیست؟

سطوح مدیریتی مانند سایر سطوح سازمانی از بالا به پایین‌ رده‌بندی می‌شوند. در یک سازمان سمت‌های مدیریتی مختلفی وجود دارد که حوزه فعالیتی هرکدام از آن‌ها بخشی از نیاز مجموعه را تأمین می‌کند. روش‌های گوناگونی برای دسته‌بندی پوزیشن‌های مدیریتی و نظارتی در سازمان وجود دارد.

آنچه کارشناسان به صورت مشترک به عنوان انواع سطوح مدیریت در سازمان می‌شناسند، سه سطح دارد که در ادامه آن‌ها را توضیح داده‌ایم.

مدیریت ارشد یا عالی

مدیر عامل و معاونان او تیم مدیریت ارشد را تشکیل می‌دهند. مدیران ارشد کوچک‌ترین تیم مدیریتی سازمان هستند و تنها مهره‌های کلیدی یک سازمان در این تیم فعالیت می‌کنند. این دسته از مدیران زمان خود را برای اتفاقات و فرایند خرد سازمان صرف نمی‌کنند و بیشتر روی کلیات متمرکز هستند. برنامه‌ریزی‌ و تعیین اهداف بلندمدت و میان‌مدت، چیدن استراتژی سازمان، چیدن پلن فروش و بستن قرارداد همکاری با سایر مجموعه‌ها از جمله کارهایی است که مدیران ارشد انجام می‌دهند.

مدیریت میانی

سطوح مدیریتی این دسته، نقاط اتصال بین مدیران ارشد و مدیران عملیاتی هستند. کار مدیران میانی سازمان ترکیبی است از نظارت بر فعالیت‌های سازمان و مشارکت در تصمیمات.

مدیریت میانی

به عنوان مثال مدیر منابع انسانی در سازمان یک مدیر میانی است. وظیفه مدیریت منابع انسانی این است که استراتژی‌های منابع انسانی که از مدیران ارشد به دستش رسیده را در سازمان اجرا کند. این فرد باید برای اجرای این استراتژی‌ها برنامه‌ریزی داشته باشد و آن را به واحدهای مختلف سازمان انتقال دهد. اما مسئولیت بررسی اینکه آیا تک تک کارمندان از این استراتژی پیروی می‌کنند یا خیر، به مدیران عملیاتی برمی‌گردد.

دوره جامع آموزش مدیریت کاربردی

مدیران عملیاتی

سومین مورد از انواع سطوح مدیریت در سازمان،‌ مدیر عملیاتی است. این افراد سمت‌هایی چون سرپرست یک بخش، سرکارگر یا کارمند ارشد دارند. معمولا کارمندانی که سابقه بیشتری دارند و با سازمان آشناتر هستند به سمت‌های سطح مدیریت عملیاتی می‌رسند. آن‌ها افرادی هستند که در بطن سازمان هستند و بیشتر از دو گروه مدیر دیگر با کارمندان سر و کار دارند. پس می‌توانند اطلاعاتی که لازم است به سطوح بالاتر برسد را به آن‌ها منتقل کنند و راه ارتباطی بین رده‌های پایین سازمان با مدیران ارشد مجموعه باشند.

دستورات و استراتژی‌ها از مدیران ارشد به مدیران میانی می‌رسد. مدیران میانی برای این دستورات برنامه‌ریزی می‌کنند و وظایف هر بخش از سازمان را به مدیر عملیاتی همان بخش منتقل می‌کنند. مدیر عملیاتی باید این دستورات را به کارمندان ارائه دهد و بر اجرای صحیح آن‌ها نظارت داشته باشد.

اهمیت انتخاب افراد مختلف برای سطوح مدیریت در سازمان

بنیانگذاران زمانی که کسب و کارشان هنوز کوچک است، تصور می‌کنند نیازی به سطوح مختلف مدیریت در سازمان ندارند و خودشان می‌توانند این کار را انجام دهند. آن‌ها بر این باورند که می‌توانند بعد از بزرگ شدن سازمان، مدیران جدید را به مجموعه اضافه کنند.

کسب و کارهای امروزی در تمام قسمت‌ها، حتی بخش مدیریت، به تیم نیاز دارند، زیرا تاکنون کسی که همه چیز را بداند و بر همه مهارت‌ها مسلط باشد، متولد نشده است! تصور کنید قصد دارید یک نمایش عروسکی اجرا کنید. شما در لحظه می‌توانید یک عروسک را کنترل کنید و هرچه تعداد شخصیت‌های نمایش شما بیشتر شود، کیفیت نمایش پایین‌تر می‌آید، زیرا تنها هستید و کسی جز شما برای مدیریت این نمایش وجود ندارد.

هر قسمت از سازمان مثل یک عروسک است که باید توسط یک عروسک‌گردان مدیریت شود. اگر در نمایش یک تیم عروسک‌گردانی حضور داشته باشند و شما هم به عنوان کارگردان نمایش را مدیریت کنید، همه چیز خیلی خوب پیش می‌رود. این مثال ساده می‌تواند اهمیت حضور افراد حرفه‌ای در سطوح مدیریتی سازمان را روشن کند. البته فرایندهای سازمانی بسیار پیچیده‌تر از عروسک‌گردانی هستند. ممکن است هر لحظه اتفاقی غیرمنتظره رخ دهد و روال کاری را مختل کند و به تصمیم‌گیری فوری و برنامه‌ریزی دوباره نیاز داشته باشد.

یک اشتباه مهلک

نقطه ضعف بسیاری از سازمان‌های دولتی حضور مدیرانی است که عملا هیچ کاری در سازمان انجام نمی‌دهند. چیدمان سطوح مدیریت در ادارات دولتی هیچ کاربردی برای کسب و کارهای مدرن ندارد و تنها باعث اتلاف هزینه و شکست می‌شود. پس ساختار ارگان‌های دولتی را فراموش کنید و روی ساختاری متمرکز شوید که به شما در مدیریت بهتر مجموعه‌تان کمک می‌کند.

به یاد داشته باشید که اعضای سطوح مدیریتی در سازمان شما حضور دارند تا به روال کاری نظم بدهند و بازوهای شما برای کنترل و هدایت سازمان باشند. مدیر ارشد به عنوان رأس یک کسب و کار باید همیشه از سلامت سیستم مدیریتی خود اطمینان داشته باشد. تصور کنید عصب‌های یکی از دست‌ها قطع شده باشد؛ مغز فرمان حرکت دست را صادر می‌کند، اما به دلیل آسیب‌دیدگی عصب‌ها این فرمان به دست نمی‌رسد و دستور اجرا نمی‌شود. همین اتفاق ممکن است در بخشی که مدیر عملیاتی یا میانی آن وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهند، بروز کند.

سطوح استراتژی در سازمان | انواع استراتژی بر اساس لایه‌ی سازمانی

اختلاف‌نظر در میان مدیران درباره‌ی استراتژی کم نیست. طبیعتاً این اختلاف‌نظر، ریشه‌های متعدد و متنوعی هم دارد. اما یکی از این ریشه‌ها را می‌توان این دانست که سطوح مختلف سازمانی استراتژی‌های متفاوتی را می‌طلبند و هر کس بسته به لایه‌ای که در آن فعالیت کرده، درک و تجربه‌ی متفاوتی از استراتژی دارد.

به همین علت یکی از سرفصل‌های مهم در آموزش مدیریت استراتژیک، تفکیک انواع استراتژی بر پایه‌ی لایه‌ی سازمانی است. موضوعی که از آن با اصطلاح سطوح استراتژی (Levels of Strategy) یاد می‌شود.

آشنایی با سه سطح اصلی فعالیت‌های مدیریتی

افراد بسیاری در سازمان‌ها و کسب و کارها، با عنوانِ مدیر (manager) شناخته می‌شوند و خودشان هم معتقدند که درگیر فعالیت‌های مدیریتی‌اند.

اما این را هم به تجربه می‌دانیم که همه‌ی فعالیت‌های مدیریتی از یک جنس نیستند.

بسته به این‌که در کدام پله از نردبان مدیریتی قرار داشته باشید، وظایف و اختیارات و مسئولیت‌ها و دغدغه‌هایتان و نیز انتظاراتی که از شما وجود دارد متفاوت است.

برای این‌که سطوح استراتژیک را بهتر درک کنید، در نمودار زیر، چارت سازمانی یک شرکت خودروسازی فرضی را آورده‌ایم.

فعالیت این شرکت در قالب سه کسب و کار مختلف انجام می‌شود: سواری‌سازی، کامیون‌سازی و یک شرکت لیزینگ که با اعطای وام به مشتریان، فروش خودروهای شرکت را تسهیل می‌کند:

برای مشاهده با کیفیت بالاتر روی نمودار کلیک کنید

معمولاً این نوع از بنگاه‌های اقتصادی که در دیاگرام بالا نشان داده شده به شکل هلدینگ اداره می‌شوند.

به این معنا که لیزینگ، سواری‌سازی و کامیون‌سازی، هر یک شخصیت حقوقی مستقل دارند. اما یک شرکت هلدینگ در رأس قرار می‌گیرد که سهام کنترلی (یا کل سهم) سه شرکت را در اختیار دارد و هماهنگی استراتژیک میان آن‌ها را برقرار می‌کند.

اما در موضوع درس ما – که انواع استراتژی و سطوح استراتژی است – هلدینگ بودن یا نبودن مهم نیست. یعنی اگر همه‌ی این فعالیت‌ها در قالب یک ساختار حقوقی واحد هم انجام شوند، هم‌چنان انواع استراتژی و سطوح مختلف آن وجود دارد و معنا پیدا می‌کند.

در ادامه می‌خواهیم سه سطح استراتژیک زیر را – با ارجاع به مثال بالا – بررسی کنیم:

  • استراتژی بنگاه یا استراتژی شرکتی (Corporate-level Strategy)
  • استراتژی کسب و کار یا استراتژی واحد‌های کسب و کار‌ (Business-level Strategy)
  • استراتژی وظیفه ای (Functional-level Strategy)

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار

نوشته سطوح استراتژی در سازمان | انواع استراتژی بر اساس لایه‌ی سازمانی اولین بار در متمم. پدیدار شد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا