چگونه به پول در گزینه های باینری

سندرم های معاملاتی

زور هسته بورس هم به جریان نقدینگی نرسید!

بازار سهام در حالی کار خود را آغاز کرد که از همان ابتدا اختلال در هسته معاملات بورس، سایه خود را بر معاملات انداخته بود. با این حال هرچه از ساعت معاملات گذشت، بر سمت تقاضا افزوده و از هیجان عرضه کاسته شد. به نحوی که شاخص هم وزن از محدوده منفی وارد محدوده مثبت شده است. کماکان هیچ کس پاسخگوی این اغتشاش در بازار نیست!

  • کرونا قیمت مسکن در سندرم های معاملاتی دنیا را بالا برد
  • از افزایش قیمت نفت بترسید
  • کدام پیام رسان محبوب تر است؟
  • تحول در صندوق های توسعه ملی
  • پس لرزه های تورم در بازار ارزها
  • توافق ایران و عمان برای احیای یک میدان نفتی رو به مرگ ؟
  • چرا بایدن آب جنگ اوکراین را گل آلود می کند؟
  • ورود جنگ به فاز سومو؛ پوتین سوپرایز می شود؟
  • پنج مفروضه غلط غرب در مورد پوتین
  • چگونه به جنگ اوکراین پایان دهیم؟/ کسینجر پاسخ می دهد
  • پلن هیتلریِ پوتین: جهان را سندرم های معاملاتی گرسنگی بده!
  • مردم آمریکا شاکی از قیمت ها
  • ساطور فدرال رزرو بر گردن بیت کوین
  • تکذیب امتیاز ویژه برای روس ها
  • آیا فرماندهی مس جزیره ای می شود ؟
  • چرا سفارش آنلاین غذا در دنیای امروز این‌همه محبوب شده است؟
  • تعیین حد سود و ضرر چیست؟ راهنمایی برای تمامی بازارهای مالی
  • تشخیص مشکلات جنین با آزمایش BHCG
  • قبل از سرمایه‌گذاری در رمز ارزها، دانستن چه نکاتی ضروری است؟
  • بررسی روش‌های کسب درآمد از دنیای ارزهای دیجیتال و معرفی کمپین میلیاردر شو صرافی بیت 24
  • تجارت الکترونیک ایران در مسیر دموکراتیک شدن
  • معرفی بهترین رستوران های سنتی با موسیقی زنده در تهران
  • تعمیرات سریع لوازم خانگی در تهران
  • آتش حیات و شعله‌ خروشان در دل آتشکده‌های ایران
  • انقلاب در بازار سرمایه / بلاکچین بورس را چه شکلی می کند؟

ویدیوهای مرتبط

آینده بورس زیر سایه اختلالات هسته و سامانه های معاملاتی

آینده بورس زیر سایه اختلالات هسته و سامانه های معاملاتی

بورس تهران درحالی کار خود را پایان داد که شاخص هم وزن بر خلاف دقایق ابتدایی معاملات، قرمز رنگ شد. رنگی که اختلالات عمده در هسته معاملات و OMS کارگزاری ها نقش اساسی را در شکل گیری آن داشتند.

کرونا؛ دلیل افزایش ابتلا به «سندرم قلب شکسته»

به گفته پزشکان، اختلال «سندرم قلب شکسته» به دلیل تولید سیلی از هورمون‌های ناشی از اضطراب شدید عاطفی یا جسمانی ایجاد می‌شود.

سندرم قلب شکسته

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ای‌بی‌سی نیوز، این عارضه می‌تواند کشنده باشد، زیرا باعث می‌شود از کارایی قلب در پمپاژ خون کاسته شود.

بر اساس تحقیقات انجام‌شده در چندین مرکز پزشکی مطرح آمریکا، ظاهرا ابتلا به «سندرم قلب شکسته» در بحبوحه همه‌گیری ویروس کرونا، به‌ویژه در زنان، در حال افزایش است.

این سندرم که «عارضه قلبی بالقوه کشنده ناشی از اضطراب» است، به‌دلیل همه‌گیری ویروس کرونا در حال افزایش است.

به‌تازگی مارک کی آیبرامسون ۶۳ ساله به این بیماری با نام پزشکی‌ «تاکوتسوبو کاردیومیوپاتی» مبتلا شده و تجربیاتش را با ای‌بی‌سی نیوز به اشتراک گذاشت.

وی گفت: «احساس می‌کردم قلبم می‌خواهد از سینه‌ام بیرون بزند. احساس می‌کردم که خون با سرعت کافی به قلبم نمی‌رسد.»

آیبرامسون در ادامه افزود: پزشکانش از او پرسیده‌اند آیا تحت استرس زیادی بوده است، و خاطرنشان کرده‌اند که شریان‌هایش سالم به نظر می‌رسند. او در ادامه توضیح داد که به دلیل مشکلات ناشی از همه‌گیری، دچار اضطراب شدید بوده است.

وی به پزشکانش گفته بود: «بله، کمی. سه ماه است در مرخصی اجباری‌ام. کووید هنوز هم ادامه دارد. می‌دانید، نمی‌توانم برای انجام کارها بیرون بروم. تحت قرنطینه هستیم. پس بله، اضطراب و نگرانی زیادی داشته‌ام!»

به گفته پزشکان، این اختلال به دلیل تولید سیلی از هورمون‌های ناشی از اضطراب شدید عاطفی یا جسمانی ایجاد می‌شود. این عارضه می‌تواند کشنده باشد، زیرا باعث می‌شود از کارایی قلب در پمپاژ خون کاسته شود.

دکتر نوئل بایری مرتز، مدیر مرکز قلب بخش باربارا استرایسند (Barbra Streisand) در بیمارستان سدارز-سینای (Cedars-Sinai) لس‌آنجلس، در مصاحبه با این شبکه گفت که برای تعیین اینکه آیا افزایش تعداد مبتلایان نتیجه مستقیم همه‌گیری است یا خیر، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

وی گفت: «واقعا نمی‌دانم که تا چه اندازه می‌توان کووید را عامل [افزایش این پدیده] دانست، یا اینکه صرفا افزایش موارد تشخیص، به این نتیجه انجامیده است. اما بیماری قلبی قاتل اصلی زنان در همه سنین، از جمله نوجوانان، زنان میانسال، و زنان مسن است. این فقط بخشی از این عامل کشنده بزرگ است. پس واقعا مسئله‌ای است که باید به آن بپردازیم.»

افزایش تشخیص این سندرم قابل‌ملاحظه است. دکتر بایری مرتز گفت که در دهه گذشته، افزایش موارد ابتلا در میان زنان میانسال و مسن‌تر نسبت به زنان و مردان جوان، تا ۱۰ برابر بیشتر بوده است.

پژوهش انجمن قلب آمریکا در سال ۲۰۲۱ نشان داد که اکثر این موارد در زنان بین ۵۰ تا ۷۴ سال بروز کرده است. این پژوهش نشان داد حدود ۸۸.۳ درصد از حدود ۱۳۵ هزار فرد مورد مطالعه، زنان مسن‌تر بوده‌اند.

این عارضه در حالت جدی می‌تواند به هفته‌ها بستری افراد در بیمارستان منجر شود، تا قلب بتواند کارایی کامل خود را بازیابد. این بیماری می‌تواند کشنده باشد، اما خوشبختانه چنین مواردی نادر است.

تمرکز تحقیقاتی این پزشک بر ارتباط بین مغز و قلب است. این سندرم در اثر واکنشی فیزیولوژیکی به محرک‌های عاطفی ایجاد می‌شود.

وی افزود: «ما متخصصان قلب همیشه فکر می‌کنیم که قلب، مهم‌ترین عضو است. اما مغز اصل کار است، مغز است که همه چیز را کنترل می‌کند.»

افتادگی پلک نشانه کدام سندروم است؟

سندرم هورنر باعث می شود مردمک‌ چشم دچار تنگی یک ‌طرفه شده و عوارضی همچون ایجاد افتادگی پلک به دلیل ازکارافتادگی عضله فوقانی و گاهی کاهش تعریق صورت و فرورفتگی کره چشم به‌ طور هم ‌زمان در بیماران ظاهر ‌شود.

به گزارش جام جم آنلاین ، سندرم هورنر (Horner's syndrome) یکی از بیماری ‌های کمیابی است که باعث ایجاد درگیری در مسیر اعصاب سمپاتیک می ‌شود. در صورتی‌ که سندروم هورنر مادرزادی بوده یا در یکی دو سال اول زندگی رخ دهد، عارضه هتروکرومی عنبیه ایجاد می‌ شود.

در این شرایط عنبیه چشم بیمار در سمتی که به سندرم هورنر مبتلا شده، از سمت دیگر رنگ‌پریده ‌تر است.

این بیماری اختلالی است که به‌ ندرت جمعیت عمومی با آن مواجه می‌ شوند ولی در هر شرایط سنی و در هر دو جنس به‌ طور یکسان ظاهر می‌شود.

دلایل این بیماری چیست؟

علت بیماری سندرم هورنر یک اختلال عصبی است که از قطع شدن فیبرهای عصبی در بخشی از مغز که تا صورت و چشم‌ ها ادامه پیدا می‌ کند، حاصل می ‌شود.

شرایط متفاوتی از قبیل ضربه شدید، تومور مغزی، تورم غدد لنفاوی در گردن (آدنوپاتی گردنی)، دایسکشن آئورت یا عروق کاروتید (پارگی در دیواره شریان)، آنوریسم آئورت قفسه سینه (پدیدار شدن یک برآمدگی در دیواره رگ آئورت)، میگرن، درد های خوشه ‌ای سر، پرکاری تیروئید در سطح وسیع، سرطان ریه، بیماری ‌هایی که باعث از سندرم های معاملاتی دست دادن غلاف‌های محافظ سلول‌های عصبی (میلین) می ‌شوند، کیست و یا ایجاد حفره در ستون فقرات (سیرنگومیلی) و آسیب‌های تروماتیک می‌ توانند منجر به اختلال این رشته‌های عصبی در هر نقطه از مسیر خود و ایجاد این سندرم کمیاب شود.

سندرم هورنر ممکن است در دوران بارداری و به ‌طور مادرزادی در بدن برخی افراد وجود داشته باشد. در هنگام تولد نیز ممکن است به گردن یا شانه نوزاد آسیب وارد شده و ضایعات ایجاد شده، باعث ایجاد این بیماری شوند.سندرم های معاملاتی

در برخی از موارد نمی ‌توان علت سندرم هورنر را مشخص کرد. در این حالت به این سندرم، سندرم هورنر ایدیوپاتیک می‌ گویند.

علائم را یشناسید

علائم ناشی از این بیماری به‌صورت خاص از یک مجموعه سه‌ تائی علائم ازجمله کم شدن عرق، افتادگی پلک فوقانی (پتوز) و تنگی مردمک چشم (میوز) تشکیل ‌شده که یک‌ طرف از صورت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

درواقع این سندرم معمولاً روی چشم سمتی از صورت که اختلال در رشته ‌های عصبی آن ایجاد شده است، تأثیر می‌ گذارد.

به گزارش سیناپرس، در برخی از بیماران، مردمک چشم به‌ قدری تنگ ‌شده که دیدن اجسام در شب برای آن‌ ها غیرممکن می ‌شود اما مشاهده کوچک شدن مردمک چشم برای افراد عادی امکان ‌پذیر نیست و باید توسط پزشک تشخیص داده شود.

در کودکانی که به‌ طور مادرزادی به این بیماری مبتلا شده‌ اند، رنگ عنبیه چشم مبتلا در کودکان زیر یک سال، خاکستری است و سمتی از صورت نوزاد که مبتلابه این اختلال است مانند سمت دیگر که به‌طورمعمول از گرما، فعالیت بدنی یا واکنش‌های احساسی قرمز شده و گر می‌گیرد، قرمز نشده و گر نمی ‌گیرد.

در سندرم هورنر ایدیوپاتیک که علت ایجاد بیماری در آن نامشخص است می ‌توان علائمی از قبیل اختلال در بینایی به ‌ویژه در شب، سرگیجه ضعف عضلانی و یا فقدان کنترل عضلانی، سردرد و یا درد گردن شدید و ناگهانی را مشاهده کرد.

راه درمان چیست؟

پیش از درمان هر بیماری ابتدا باید دلیل بروز آن را به ‌طور دقیق و درست تشخیص داد. تشخیص سندرم هورنر به ‌صورت بالینی بوده و از روی علائم و نشانه‌ها انجام می ‌گیرد.

پس ‌از آن، پزشک معالج برای افزایش اطلاعات و تائید نهایی، از تصویربرداری و یا نورولوژی و نوار عضلانی استفاده می کند. البته ممکن است سی ‌تی‌ اسکن قفسه سینه، سی ‌تی‌ اسکن مغز، رگ‌ نگاری مغزی، نمونه‌ برداری مایع نخاعی نیز به بررسی و شناسایی سندرم هورنر کمک کند.

متأسفانه هیچ درمان خاص و قطعی برای سندرم هورنر به ‌ویژه زمانی که از نوع مادرزادی باشد، وجود ندارد اما اغلب روش‌های درمانی که تاکنون برای این بیماری به کار گرفته‌ شده، به برطرف کردن زمینه ایجاد آن تأکید دارد که می‌تواند علائم بیماری را کمتر کند.

در درمان این بیماران مراقبت‌ هایی در حمایت روحی و روانی بیمار لازم به نظر می‌ رسد. پژوهش‌های جدید دانشمندان نشان می‌دهند که وجود چشم‌هایی با رنگ‌های مختلف (Heterochromia) یا ناهماهنگی رنگی عنبیه به‌غیراز علل ارثی و ژنتیکی می‌تواند علامتی در نشان دادن سندرم هورنر باشد.

در تحقیقات انجام ‌شده سال 2015 میلادی مشخص ‌شده است که میزان بروز سندرم هورنر در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه که تحت جراحی CVC داخلی یا کاتتر سیاهرگ مرکزی قرارگرفته بودند، در هر صد نفر، دو درصد بوده است. درنتیجه برای جلوگیری از ایجاد این عارضه باید یک چشم‌پزشک نیز در مراحل عمل جراحی حضورداشته باشد.

پیشگیری

درصورتی‌که این بیماری مادرزادی پیش آید، پیشگیری خاصی را نمی ‌توان برای آن توصیه کرد و تنها مادر باردار باید نکات ایمنی و مراقبت ‌های لازم را در دوران بارداری خود رعایت کند.

از آن‌ جهت که زمینه‌ های مختلف و متنوعی ازجمله برخی بیماری ‌ها در ایجاد این سندرم مؤثر هستند نمی ‌توان در پیشگیری از ایجاد آن کمک خاصی کرد البته می ‌توان گفت که این بیماری جزء بیماری ‌های نادر و کمیاب بوده احتمال ایجاد زمینه و ابتلا به آن بسیار کم است و جای نگرانی زیادی وجود ندارد.

باورهای غلط

وجود چشم خاکستری در نوزادان خوش‌آیند است: همیشه نمی ‌توان از داشتن چشم‌ های رنگی و به‌ ویژه چشم خاکستری و یا چشم‌ های رنگی متفاوت در نوزادان خوشحال بود چرا که چشم‌ های خاکستری می‌ تواند علامتی برای وجود سندرم مادرزادی هورنر باشد.

اختلال دید در شب تنها نشانه ‌ای از بیماری شب‌ کوری است: این باور اشتباه است چرا که اختلال در شب می‌تواند دلایل دیگری نیز داشته باشد که ایجاد سندرم هورنر یکی از آن‌ها است.

افتادگی پلک نشانه بیماری پتوز است: درست است که افتادگی پلک یکی از نشانه‌های اصلی بیماری پیتوز است اما در صورتی ‌که فقط یکی از پلک‌ها دچار افتادگی شده باشد و با علائم تنگی مردمک چشم و کم شدن عرق در همان سمت همراه باشد، سندرم هورنر تشخیص داده می‌شود.

کوچک بودن یک چشم نشانه سندرم هورنر است: این باور کاملاً غلط بوده و در حالت عادی ممکن است یک چشم بسیاری از افراد، کوچک‌تر از دیگری باشد و تشخیص بیماری و اختلال در چشم، تنها به عهده پزشک معالج است.

سندرم های معاملاتی

سندروم بی برنامگی در اقتصاد

گروه اقتصادی – کورش شرفشاهی: وضعیت و اتفاقات اقتصادی ایران در ۴۲ سال اخیر نشان میدهد همواره کمتر از منابع و سرمایههای ملی در جهت توسعه زیرساختها، بستر سازی برای رونق تولید و رهایی از وابستگی به واردات و قاچاق استفاده کردهایم. نگاهی به رویکرد و رفتار مدیریتی در تمام دولتهای پس از انقلاب نشان میدهد که داشتن یا نداشتن درآمدهای بالا به ویژه درآمدهای نفتی هیچ تأثیری در بهبود شرایط اقتصاد نداشته که نمونه آن را میتوانیم سندرم های معاملاتی در دولتهای احمدینژاد و روحانی بررسی کنیم. در دولت احمدینژاد که بالاترین قیمت نفت را شاهد بودیم و به تبع آن درآمد کلان ناشی از فروش نفت ۱۴۰ دلاری نصیب کشورمان شد، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد تا بتوانیم در دوران تشدید تحریم ها که در دولت روحانی شاهد هستیم، از آن ظرفیت استفاده کنیم. سالها نگاه اقتصاد و اقتصاددانان کشورمان به مدیریت کشورهایی همچون سنگاپور، کره جنوبی، مالزی و ژاپن بود تا شاید بتوانیم به اقتصاد آنها نزدیک شویم، اما در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد.

بی توجهی به سیاستگذاری

واقعیت تاسف آور این است که همواره در سرگیجه اقتصادی به سر برده ایم و از نکات بسیار مهم، بیتوجهی روسای جمهور به سیاستگذاریهای کلان کشور بوده است. با نگاهی به سیاست گذاری های کلان که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده، امروز هیچ تاثیری از این سیاستها نگرفتهایم. ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ میبایست به رونق بخش خصوصی و تعاونی منجر شود، اما میبینیم که همچنان اقتصاد بیش از ۸۵ درصد به صورت انحصاری در دست دولت است. ریل گذاری و اقتصاد مقاومتی نیز هیچ تاثیری نداشته و همچنان وابسته به کالای خارجی هستیم و نتوانسته ایم حمایت لازم را از تولید کننده داخلی به عمل بیاوریم. همه این موارد نشان میدهد که هیچ برنامهریزی و ثباتی در اقتصاد نداشتهایم زیرا ساختار اقتصاد ما ایراد دارد.

اقتصاد مبتلا به سندروم تورم

چالش اصلی تورم است. در تمامی سال های گذشته در ابتدای سال افزایش حقوق و دستمزد برای نیروی کار تصویب میشود اما یکباره در ابتدای سال شاهد افزایش چند برابری تورم هستیم، به نوعی که قیمت کالاها رشد سرسام آوری می یابد. در تمامی سال های گذشته داشتن تورم تک رقمی آرزویی بوده که هرگز برآورده نشده است. اگرچه اعدادی که روی کاغذ اعلام می شود، در برخی موارد امیدوارکننده بوده، اما مردم تورمی چند برابر بیش از آن چیزی که از سوی دولت اعلام شده، در سفرهای خود تجربه کردهاند. متاسفانه در سال های اخیر نه تنها تورم تک رقمی به رویایی دست نیافتنی شباهت دارد، بلکه تورم ۴۰ درصدی و ۵۰ درصدی را تجربه میکنیم که در نوع خود بی نظیر بوده است. این در حالی است که کشورهای بحران زده ای همچون افغانستان و عراق که درگیر جنگ های داخلی و عملیات تروریستی هستند، تورم تک رقمی دارند.

بی ثباتی بلای جان تولید

بی شک چنانچه تولید و تولید کننده مورد حمایت قرار بگیرند، می توان با بسیاری از بحران ها مقابله کرد، اما مشاهده میکنیم که هیچ چشمانداز و برنامه ریزی مناسبی برای تولید و تولیدکننده نداشتهایم و همیشه بخش تولید سرگردان و حیران بوده است. در تامین نهادههای دامی مشکل داریم که مرغداریها و دامداریها به چالش کشیده میشوند، روز دیگر کشاورزان محصولات خود را مقابل اداره جهاد کشاورزی روی زمین می ریزند و در اعتراض به نداشتن مشتری معدوم میکنند، همواره صنعتگران ورشکسته می شوند و سوله های خالی و کارخانه های تعطیل شده در شهرکهای صنعتی بیانگر وضعیت اسفبار صنعتگران است. این چالش ها نشان می دهد که اقتصاد ما مشکل دارد و ریل سندرم های معاملاتی گذاری درستی برای حرکت تولید و تولیدکننده تعریف نشده است. از سوی دیگر آمار بالای فرار سرمایه نشان می دهد که تا چه اندازه در زمینه رفع موانع تولید ناکارآمد بوده ایم.

دلار زدگی اقتصاد

سالهاست بنا داریم اقتصاد ایران را از زیر یوغ دلار رهایی بخشیم و شعار فاصله گرفتن معاملات اقتصادی از دلار را سر می دهیم، اما واقعیت این است که هنوز دلار تعیین کننده اقتصاد کشور است. حتی دلار وسیله ای برای مدیریت دولتها شده است. دولتها برای آنکه کسری بودجه خود را تامین کنند، دلار را رشد می دهند که در جدیدترین آن، از ۳ هزار تومان به ۳۰ هزار تومان رسید و به تبع آن آشفته بازاری در قیمت کالاها و خدمات به وجود آورد. از سوی دیگر ساختار بودجه وابسته به دلار است، به نوعی که تعیین قیمت دلار از سوی دولت و تصویب آن در مجلس، تاثیر بسیاری در اعداد و ارقام بودجه دارد که نمونه آن را در سال جاری در قالب چالش بین دولت و مجلس شاهد بودیم.

سقوط ارزش پول ملی

در ۴۰ سال اخیر دلاری که ۷ تومان بود، به ۳۲ هزار تومان رسید. منظور این نیست که قیمت دلار بالا رفته، بلکه منظور این است که پول ملی ما بیش از ۴۰۰ برابر سندرم های معاملاتی بی ارزش تر شده است. این اعداد نشان می دهد که نتوانسته ایم مدافع لایقی برای صیانت از ارزش پول ملی باشیم و از آنجا که لیاقت لازم را نداشتیم، دچار بی ثباتی و تورم افسارگسیخته شده ایم که هشدار می دهد امکان بی ارزش شد ترشدن پول ملی همچنان وجود دارد.

بنگاه داری بانکها آفت اقتصاد

یکی دیگر از موارد بیثباتی اقتصاد، عملکرد خارج از وظیفه بانکهاست. امروزه بنگاهداری بانکها بزرگترین معضل کشور است در حالیکه در شرح وظیفه بانکها چنین چیزی وجود ندارد. اما این تازه بخشی از چالش است. بانکها در زمینههای مختلف حضور پیدا میکنند و با بحران آفرینی در آن زمینه، سودهای کلان به دست می آورند. یک روز بانک ها بنگاه های اقتصادی را در قالب بهره مرکب زمین گیر و مصادره می کنند، روز دیگر شاهد هستیم که بانکها اقدام به خرید مسکن میکنند تا با احتکار مسکن در این زمینه بحران آفرینی کنند، یک روز هم وارد خرید و فروش سکه و دلار می شوند تا این بخش اقتصاد را به چالش بکشند. همه این موارد و بسیاری موارد دیگر نشان میدهد که اصلاح ساختار اقتصادی به شدت احساس میشود و باید قبل از هرچیز در دستور کار قرار گیرد.

سندروم دست‌های بیقرار در چهارشنبه‌های بورس

سازمان بورس به رسم خود برای غافلگیر کردن سهامداران باز هم در روز چهارشنبه یک قانون مهم را ابلاغ کرد.

وحید بلالی در یادداشتی نوشت: سازمان بورس به رسم خود برای غافلگیر کردن سهامداران باز هم در روز چهارشنبه یک قانون مهم را ابلاغ کرد، چهارشنبه را باید روز دست های بیقرار هیئت مدیره سازمان بورس دانست و ذهن را یاد سکانسی از سریال پایتخت می اندازد که بهبود فریبا با دست خود وسایل خانه را ویران می کند، اقدام سازمان بورس سندرم های معاملاتی نیز شبیه این سکانس سریال پایتخت بوده زیرا هر هفته یک قانون جدید برای بازار ابلاغ می شود که بیشتر جنبه منفی داشته و بیشتر این قوانین مورد اعتراض سرمایه گذاران، کارشناسان و تحلیلگران بورس و حتی کارگزاران بورس قرار می گیرد.

تغییرات قانون جدید چیست؟

در قانون آخر ابلاغی سازمان بورس تغییرات ۲۰ درصدی در ۵ روز کاری همچنان باید مورد شفاف سازی قرار بگیرد، تفاوت قانون جدید با قانون قبلی این است که در قانون قبلی نماد تنها در ۶۰ دقیقه بسته می شد و در وضعیت فعلی تا پایان معاملات بسته شده و بازگشایی نماد به فردای آن روز موکول می شود، تفاوت دیگر این بوده که حجم مبنای آن نماد به مدت ۱۰روز بعد به دو برابر افزایش یافته و در صورتیکه که در این ده روز کمتر از ۲۰درصد رشد کند به روال قبل بازگشته وگرنه مجددا فرایند تکرار خواهد شددر بازگشایی با محدودیت نوسان در قیمت، قیمت مرجع در زمان حراج پیوسته قیمت پایانی سهم در زمان توقف نماد (قبل از برگزاری حراج نا پیوسته )خواهد بود.

در تغییرات بیش از ۵۰ درصدی نماد نیز رسم قبل این بود که اگر نمادی در طی ۱۵ روز بیش از ۵۰ درصد تغییرات چه در مثبت و چه منفی داشته باشد نماد بسته شده و حداکثر طی ۲ روز کاری نماد باز شود، حال این قانون بدین شکل تغییر کرده که نماد چه در ۱۵ روز افزایش یابد و چه در هر زمانی، باید شفاف سازی کند و نماد بسته سندرم های معاملاتی شده و حداکثر روز بازگشایی نماد چهار روز خواهد بود، در این تغییرات نیز حجم مبنای آن نماد برای یک دوره ۱۰ روزه به سه برابر قبل افزایش خواهد یافت و در صورتیکه تغییرات قیمت نماد مذکور با اعمال حجم مبنای سندرم های معاملاتی جدید در دوره ۱۰روزه کمتر از ۲۰درصد باشد به روال قبل باز خواهد گفت و در غیر اینصورت مجددا فرایند فوق تکرار شده و ناشر موظف است اطلاعات حاصل از کنفرانس را بروی کدال و سایت شرکت منتشر کرده و برای سهامداران آن نماد نیز بصورت پیام ارسال کند.

اگر نمادی حراج ناپیوسته داشته باشد یعنی بدون محدوده سقف وکف قیمتی قرار باشد بازگشایی شود حجم‌معاملاتش در این بازگشایی تعیین کننده قیمت پایانی آن سهم( با در نظر گرفتن حجم مبنا) خواهد شد حالا در مرحله دوم که حراج پیوسته است و(بعد از حراج ناپیوسته انجام می شودو نماد با دامنه مثبت و منفی مشخص قرار است معامله شود) قیمت صفر درج شده قیمت پایانی خواهد بود که در دوره قبلی بدست آمده است یعنی اگر به عنوان نمونه نمادی در زمان حراج نا پیوسته ۲۰درصد بالاتر از قیمت بسته شدن بازگشایی شود ولی قیمت پایانی تنها یک درصد در این بازگشایی رشد یا افت کرده باشد در دوره حراج پیوسته متعاقب آن این یک درصد را به عنوان صفر تابلو در نظر گرفته ‌بعدحداکثر درصد روزانه را برای سقف و کف قیمتی تعیین میکنند (در نمادهای بورس و فرابورس مثبت و منفی پنج و در بازار پایه فرابورسی هم درصدهای آن اعم از یک، دو و سه درصد)

قانون گره معاملاتی نیز دستخوش تغییرات شده است و طبق دستور العمل جدید اگر نمادی برای پنج جلسه معاملاتی متوالی در سقف دامنه روزانه قیمت باشد (صف خرید یا صف فروش باشد)به شرط آنکه متوسط حجم معاملات پنج جلسه معاملاتی متوالی کمتر از پنج درصد حجم مبنا باشد(مجموع رشد قیمت نماد در پنج روز معاملاتی کمتر از یک درصد باشد ) این نماد مشمول قانون رفع گره معاملاتی شده است و در روز کاری بعد بازگشایی نماد حداکثر با برابر دامنه نوسان مجاز روزانه صورت می پذیرد و در عین شگفتی در دستور العمل جدید مشخص نشده است نماد مذکور در روز رفع گره معاملاتی دارای حجم مبنا است یا خیر؟

در دستورالعمل جدید نماد هایی که دارای بازارگردان باشند دامنه نوسان آنها تغییر کرده و درنمادهای بورسی حداقل دو برابر قبل و حجم مبنای آنها بر اساس ضوابط مصوب هیات مدیره بورس خواهد بود. در نمادهای فرابورسی که دارای بازارگردان باشند دامنه نوسان حداقل برابر قبل و حداکثر در اختیار فرابورس خواهد بود و نحوه اعمال حجم مبنا نیز بر اساس ضوابط مصوب هیت مدیره فرابورس خواهد بود.

مشکلات قانون های جدید چیست؟

بسته شدن یک روزه نماد بعد از تغییرات ۲۰ درصدی یکی از بدسلیقگی هایی است که نه تنها هیچ کمکی به آن نماد نکرده بلکه تنها روند آن نماد را کاهش خواهد داد، مسئولان بازار سرمایه اسیر عوامل بنیادین مانند نسبت های PبهE ، یا نسبت های Pبه S شده و شرایط را آنگونه که باید درک نکرده اند، به عنوان نمونه یک شرکت غذایی یا لاستیکی تغییرات ۲۰ درصدی مثبت داشته و برای این تغییرات باید چه گزارشی منتشر کند؟، اگر نقدینگی در بازار بورس وجود دارد و به برخی از نمادها توجه ویژه ای شده حتما باید دنبال عوامل بنیادی باشیم؟، تک بازار قانونی بودن نیز مقصر سرمایه گذاران هستند و باید تبعات سرمایه گذاری را بدهند؟

مساله بعدی، بازگذاشتن دست ناظر بازار برای افزایش حجم مبنا در یک نماد است، اجازه دادن به ناظر بازار برای افزایش حجم مبنا بسیار کار غلطی است زیرا ممکن است رانت را در بازار سرمایه افزایش دهد، در نگاه خوشبینانه ناظر ممکن است با بدسلیقگی آینده یک سهام را تغییر داده و سهامدارانی در یک نماد به سودهای زیاد رسیده و در یک نماد دیگر تنها ضرر عایدشان شود.

مسئولان بازار سرمایه فکری برای اصلاح بازار کرده اند؟، با اصلاح قیمتی که دیر یا زود در بازار سرمایه رخ خواهد داد، سهام ها در محدوده صف فروش قفل شده و افزایش حجم مبنا نیز برای آن نماد فایده ای نخواهد داشت، زیرا سهامداری چه حقیقی و چه حقوقی حاضر نخواهد بود در صورت اصلاح عمیق سهمی را خریداری کند.

مسئولان سازمان بورس تا می توانند جلوی روند بازار را گرفته اند در صورتی که باید به بازار اجازه داد خود به خود رشد یا اصلاح کند و اگر در بازار دخالتی نشود، با حجم پول های زیاد در بازار، اصلاح طولانی مدت اتفاق نخواهد افتاد، مسئولان اقتصادی کشور و مسئولان سازمان بورس به جای ابلاغ قانون های بدعت گونه خود آن هم در روزهای چهارشنبه باید اقدامات دیگری انجام دهند تا از بازار حمایت و حراست شود و نقدینگی یازده میلیون ایرانی از گزند سقوط حفاظت شود.

مسئولان سازمان بورس به جای سندرم های معاملاتی ابداع قانون های «من درآوردی» باید قانون های علمی را اجرایی کرده تا بازار مسیر خود را برود، مسئولان بورس به پیشنهادات کارشناسان توجه ویژه داشته باشند، یکی از این پیشنهادهای منطقی برای بهبود معملات، پیشنهاد کانون کارگزاران است، که در آن شش راهکار پیشنهاد شده است: ۱. انجام عرضه‌های اولیه بدون تعیین قیمت،۲. افزایش سه برابری دامنه نوسان برای عرضه‌های اولیه، ۳. افزایش تدریجی دامنه نوسان روزانه برای کل بازار، ۴. کاهش حجم مبنا، ۵. افزایش سقف سفارشات، ۶. افزایش تیک مجاز

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا