توصیه هایی برای معامله گران تازه کا

افسانه های معامله گری

اگر من ثروت کلانی به دست نیاورده‌ام تنها دلیلش این است که دارایی‌هایم را به فروش رسانده‌ام. دلیل این موضوع هرگز این نیست که من چیزهای مناسبی نخریده‌ام. من همیشه چیزهایی مناسب در زمان مناسب خریده‌ام، اما هرگز آنها را به‌اندازه کافی نگه نداشته‌ام.

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس ترجمه فارسی کتاب Understanding the Myth of Market Trends and Patterns است که با فرمت PDF را هم اکنون می توانید از داتیس نتورک خرید و دانلود کنید.

کتاب PDF ترجمه فارسی درک افسانه روند ها و الگو های بازار مالی برای بورس و فارکس و ارز های دیجیتال می تواند مفید افسانه های معامله گری باشد.

بلافاصله پس از پرداخت می توانید فایل را دریافت کنید.

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس ترجمه فارسی کتاب Understanding the Myth of Market Trends and Patterns است که با فرمت PDF را هم اکنون می توانید از داتیس نتورک خرید و دانلود کنید. کتاب PDF ترجمه فارسی درک افسانه روند ها و الگو های بازار مالی برای بورس و فارکس و ارز های دیجیتال می تواند مفید باشد. بلافاصله پس از پرداخت می توانید فایل را دریافت کنید.

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار

این نوشته برای روشن سازی اشتباه ترین مناطق فارکس و کمک به معامله گران فارکس و بورس برای موفق شدن و سودآوری نوشته شده است.

مطالب به روشی ساده و سبک ارائه شده اند تا برای مبتدیان قابل فهم باشند و برای حرفه ای ها که می خواهند رویکرد معاملاتی شان را بهبود بخشند و درصد موفقیت شان را افزایش دهند مفید باشند.

شما با تاکید بر اشتباهات رایج و گاهی با آشکار کردن تکنیک های معامله گری ساده و آشکار ولی دست کم گرفته شده، یاد خواهید گرفت.

هم اکنون یک کتاب فوق العاده مفید و کاربردی در زمینه آشنایی با روند ها و الگو های بازار های فارکس و بورس و ارز های دیجیتال آماده کرده ایم که با قیمت مناسب می توانید از داتیس نتورک خرید و دانلود کنید.

فهرست مطالب کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار

بخش اول: روندها

  • افسانه روند بازار
  • چگونه سودآوری هر سیستمی را افزایش دهیم
  • چگونه روند را تعیین کنیم
  • افت روند چیست؟
  • محافظت در برابر نوسانات
  • تمرین
  • راه حل نهایی

بخش دوم: الگوها

  • چگونه خطوط روند بکشیم؟
  • مثال ها: مقایسه خطوط روند خوب و خطوط روند بد
  • مثلث ها، پرچم ها، کنج ها …
  • نحوه معامله با الگوهای نموداری
  • تمرین

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس

مشخصات کتاب الکترونیکی :

کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس ترجمه فارسی کتاب Understanding the Myth of Market Trends and Patterns است که با فرمت PDF را هم اکنون می توانید از داتیس نتورک خرید و دانلود کنید.

کتاب PDF ترجمه فارسی درک افسانه روند ها و الگو های بازار مالی برای بورس و فارکس و ارز های دیجیتال می تواند مفید باشد.

بلافاصله پس از پرداخت می توانید فایل را دریافت کنید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب درک افسانه روندها و الگوهای بازار فارکس و بورس” لغو پاسخ

فارکس یار

چگونه می توان درآمد حاصل از معاملات مارجین را افزایش داد؟

چگونه می توان درآمد حاصل از معاملات مارجین را افزایش داد؟

در مقاله امروز میخواهیم به بررسی چگونگی افزایش درآمد معاملات مارجین بپردازیم. در ابتدا بیایید نگاهی به اصطلاح اهرم بیندازیم. اهرم چیست؟ اهرم، عمل استفاده از یک مقدار وام یا سرمایه قرض گرفته شده برای ورود به یک سرمایه گذاری، تأمین مالی یک پروژه، یا سرمایه گذاری در یک تجارت …

کتاب اصل روانشناسی معامله گری در یک مهارت

کتاب اصل روانشناسی معامله گری در یک مهارت

  • آیا درست زمانی که باید یک سیگنال را بگیرید، سرجایتان خشکتان زده است؟
  • آیا همیشه بیش از حد در معاملات خود ریسک می کنید؟
  • آیا خیلی زود از معاملات خوب خارج شده و وارد معاملات بد می شوید؟
  • آیا نتایج خود را با دیگران مقایسه می کنید؟

تمام معامله گران واقعی که برای گذران زندگی خود معامله می کنند، تایید می کنند که این رفتارها مدام بروز داده می شوند و از بین بردن آنها کار دشواری است. و دلیل آن بسیار ساده است: فشار - برای انجام کار، حفظ زندگی، پرداخت قبوض و غیره، احساس نگرانی، استرس و سایر روحیات محدود کننده ذهن را ایجاد می کنند که رفتار انسان را مستقیما تحت تاثیر قرار می دهند و معامله گری را به نبردی تبدیل می کنند که پیروزی در آن بسیار سخت است.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر و خرید و دانلود کتاب به صفحه رسمی کتاب در سایت فارکس یار مراجعه بفرمایید.

کتاب هنر خواندن نمودار

کتاب هنر خواندن نمودار

کتاب هنر خواندن نمودار

در مورد تحلیل نمودار قیمت، کتابهای بیشماری نوشته شده است؛ اما به ندرت کتابی دیده می شود که ساختار حرکت قیمت را، همانگونه که در نمودار قیمت نشان داده شده است، توضیح دهد و سپس نشان دهد که چگونه آن آنالیز را می توان برای بازارهای مالی به طور پیوسته بکار برد.

این کتاب برای راهنمایی شما جهت توسعه ی یک چهارچوب عملی و ساختار یافته نوشته شده است که شما را قادر می سازد تا نمودارهای قیمت را به طور ماهرانه و سودمند تحلیل کنید.

60 ثانیه برای معامله

60 ثانیه برای معامله

کتاب “۶۰ ثانیه برای معامله” یکی از کتابهای خوب در زمینه معاملات باینری آپشن است که به ما به صورت ساده می آموزد چگونه در طی مدت ۶۰ ثانیه یا یک دقیقه در بازار باینری آپشن به معاملات موفق بپردازیم.

در این کتاب، شما به پند ها و نکات مفید در مورد باینری آپشن های ۶۰ ثانیه ای، به علاوه برخی نشانه های خوب در مورد چگونگی استفاده از پلت فرم معاملاتی کارگزار iqoption به صورت آنلاین و نیز اطلاعاتی در مورد پلت فرم اقتصادی Investing.com دست خواهید یافت.

با یک مرور اجمالی در میان صفحات این کتاب، شما می توانید خلاصه هایی از معروف ترین استراتژی های زیر را نیز پیدا کنید:

  • Bolinger RSI
  • SuperNova
  • RSI Wilder

هم اکنون این کتاب ارزشمند را می توانید از وب سایت رسمی فارکس یار خریداری و دانلود نمایید

فروشگاه کتاب فارکس یار

فروشگاه کتابهای فارکس یار

درک افسانه های روندها و الگوهای بازار

درک افسانه های روندها و الگوهای بازار

این کتاب برای درک بیشتر حوزه ی فارکس و کمک به موفقیت معامله گران و سود دهی مداوم آنها نوشته شده ‌است. این اطلاعات به یک روش قابل فهم برای مبتدیان و نیز معامله گران پیشرفته ارائه می‌شود که می‌خواهند رویکرد معاملاتی خود را افزایش داده و نرخ موفقیت خود را بالا ببرند. شما با تاکید بر اشتباهات رایج و نشان دادن آنها تکنیک‌های معاملاتی آشکار و واضح را یاد خواهید گرفت.

اکثر معامله گران با پرسیدن این سوال صحیح شروع می‌کنند: « روند فعلی بازار چیست ؟ »
با این وجود بسیاری از معامله گران هنوز موفق به درک درست روند نشده اند و میتوان گفت که تقریبا همه معامله گران به این پرسش پاسخ نداده اند که "روند فعلی چقدر قابل اعتماد است؟"

بازار فارکس را با سودهای بیشتر و ضررهای کمتر در هم بکوبید!

برای این که یک معامله گر بسیار سودآور باشید، نیازی به گوی جادویی پیشگویی نیست و یقیناً مجبور نیستید که برای سود بالا، دست به ریسک های زیادی بزنید. شما تنها به یک سیستم مدیریت پول عالی نیاز دارید.

استراتژی معاملاتی خود را به سیستم محافظ و قدرتمند مدیریت پول تریدر رولت مجهز نمایید.

بهترین سیستم معاملاتی فارکس چیست؟

بهترین سیستم معاملاتی فارکس چیست؟

سیستم معاملاتی فارکس اساساً یک روش تجارت، خرید و فروش می باشد که بر اساس مشاهدات و تحلیل است. این به تعیین فروش یا خرید یک ارز خاص در یک زمان معین کمک می کند. به عبارت دیگر، مجموعه قوانینی است که بدون آن نمی توان معاملات را به روش دقیق و انضباطی انجام داد.

سیستم معاملاتی فارکس می تواند بر اساس یک سری از سیگنال هایی باشد که از یک تحلیل فنی با استفاده از ابزارهای نموداری و یا رویدادهای خبری اصلی، پیروی می کنند. این آخری به عنوان تجارت بنیادی (فاندامنتال) نیز شناخته می شود. در بیشتر موارد، سیستم های تجاری مبتنی بر شاخص های فنی (تکنیکال) هستند.

چه کسی سیستم های معاملاتی روزانه فارکس را نیاز دارد؟

تجارت روزانه فارکس موکداً در یک روز انجام می شود و معاملات اغلب قبل از اینکه بازار در همان روز تمام شود، غالباً بسته می شوند. کسانی که با این روش تجارت می کنند، معامله گران روزانه هستند.

یک سیستم معاملاتی روزانه فارکس معمولا شامل مجموعه ای از سیگنال های فنی است که بر تصمیمات معامله گران مربوط به خرید یا فروش در هر جلسه معاملاتی روزانه آنها تاثیر می گذارد. این سیستم می تواند به معامله گران کمک کند تا به طور موثر و با اعتماد به نفس در بازار حرکت کنند تا هدف آنها که به دست آوردن سود بیشتر باشد، محقق شود.

مشهورترین معامله گران تاریخ

مشهورترین معامله گران تاریخ

مشهورترین معامله گران تاریخ – ۱۰ معامله گر مشهور دنیا

در بین مشهورترین معامله گران تاریخ معامله گرانی وجود دارند که شغل خود را تغییر داده و به شغل دیگری روی آورده‌اند.

از جمله این معامله گران، جان کی (۳۸مین نخست‌وزیر نیوزیلند) و جیم ویلز (موسس ویکی‌پدیا) می‌باشند.

این مقاله لیست معامله گرانی است که شهرت آنها به خاطر تخصص معامله‌گری‌شان می‌باشد. زندگی این افراد پر از پیروزی‌ها و شکست‌هاست.

روش معاملاتی برخی از این اسطوره‌ها نیز جایگاه منحصر به فردی در بازار پیدا کرده است.

این لیست از معامله گران اسطوره‌ای در گذشته شروع می‌شود و با معامله گران معاصر خاتمه می‌یابد:

۱- جسی لیورمور

جسی لیورمور

جسی لیورمور

جسی لارینگستون لیورمور (۱۸۷۷-۱۹۴۰میلادی/۱۲۵۶-۱۳۱۹شمسی) معامله‌گر مشهور آمریکایی است که به سودها و ضررهای بسیار سنگین خود مشهور است.

لیورمور با موفقیت توانست سقوط ۱۹۲۹ (۱۳۰۸شمسی) را پیش بینی کرده و با معاملات فروش، ثروت خود را به ۱۰۰ میلیون دلار (معادل ۱.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰) برساند.

هرچند تمام این ثروت را تا ۱۹۳۴ از دست داد و متاسفانه به طور غم‌انگیزی در سال ۱۹۴۰ خودکشی کرد.

۲- ویلیام دلبرت گان

ویلیام دلبرت گان

ویلیام دلبرت گان

گان (۱۸۷۸-۱۹۵۵) معامله گری بود که روش‌های پیش‌بینی بازار وی بر اساس هندسه، ستاره‌شناسی، و ریاضیات کهن بود.

ابزارهای تکنیکال وی شامل خطوط گان و مربع ۹ می باشد.

گان کتاب‌های زیادی نیز در زمینه معامله گری نوشته است.

۳- جورج سورس

جورج سورس

جورج سورس

جورج سورس، رئیس شرکت مدیریت سرمایه سورس، زاده مجارستان در ۱۹۳۰(۱۳۰۹ شمسی) است.

شرکت وی یکی از موفق‌ترین شرکت‌های مدیریت سرمایه در تاریخ است.

لقب «مردی که بانک لندن را ورشکست کرد» را به این خاطر گرفت که در سال ۱۹۹۲ با فروش پوند به ارزش ۱۰ میلیارد دلار توانست ۱ میلیارد دلار سود کرده و بانک لندن را ورشکست کند.

۴- جیم راجرز

جیم راجرز

جیم راجرز

جیم راجرز(متولد ۱۹۴۲ میلادی/۱۳۲۱ شمسی)، رئیس راجرز هولدینگ است.

او با همکاری جورج سورس صندوق کوانتوم را در اوایل دهه ۱۹۷۰ تاسیس کرد.

این صندوق در طی ۱۰ سال توانست سود شگفت انگیز ۴۲۰۰ درصدی را بگیرد.

شهرت راجرز به خاطر پیش‌بینی درست صعودی بودن بازار کالاها در دهه ۱۹۹۰ بود. راجرز همچنین به خاطر کتاب‌هایی که درباره سفرهای ماجراجویانه خود نوشته است نیز شهرت دارد.افسانه های معامله گری

۵- ریچارد دنیس

ریچارد دنیس

ریچارد دنیس

ریچارد جی. دنیس (متولد ۱۹۴۹میلادی/۱۳۲۸ شمسی) با عنوان موفق‌ترین معامله گر کالا در بازار شیکاگو شناخته می‌شود.

طبق گزارش طی ده سال معامله گری ثروتی به اندازه ۲۰۰ میلیون دلار کسب کرده است.

دنیس با همکاری دوست خود ویلیام اکهارت، آزمون افسانه‌ای و مشهور لاک‌پشت ها را انجام داد.

۶- پاول تئودور جونز

پاول تئودور جونز

پاول جونز

پاول تئودور جونز II (متولد ۱۹۵۴ میلادی/ ۱۳۳۳ شمسی) موسس شرکت سرمایه گذاری تئودور، یکی از پیشروان صندوق‌های سرمایه گذاری است.

شهرت (منفی) جونز به خاطر سود ۱۰۰ میلیون دلاری بود که با فروش سهام در سقوط بازار ۱۹۸۷ به دست آورد.

۷- جان پالسون

جان پالسون

جان پالسون

جان پالسون (متولد ۱۹۵۵ میلادی/۱۳۳۴ شمسی) از شرکت صندوق سرمایه پالسون، با سود میلیونی خود در سال ۲۰۰۷ به شهرت رسید.

او در این سال با استفاده از قراردادهای معاوضه اعتباری (CDS) و فروش وام‌های درجه دو آمریکا، میلیون‌ها دلار سود کرد.

۸- استیون کوهن

استیون کوهن

استیون کوهن

استیون کوهن (متولد ۱۹۵۶ میلادی/ ۱۳۳۵ شمسی) موسسه مشاوره مالی سَک (SAC Capital Advisors) را تاسیس کرده است.

سَک، صندوق سرمایه برجسته‌ای است که تمرکز آن معاملات اوراق قرضه و سهام می‌باشد.

در سال ۲۰۱۳، اس-ای-سی (SEC: کمیته اوراق بهادار و مبادلات آمریکا) سَک را متهم به انجام معاملات پنهانی و غیرقانونی کرد.

سَک بعدا پذیرفت که به عنوان جریمه این کار، ۱.۲ میلیارد دلار بپردازد.

۹- دیوید تِپِر

دیوید تپر

دیوید تپر

دیوید تپر (متولد ۱۹۵۷ میلادی/ ۱۳۳۶ شمسی) موسس صندوق مدیریت سرمایه موفق آپالوسا (Appaloosa) است.

تِپِر متخصص سرمایه گذاری در شرکت های ورشکسته است و چندین بار نیز در شبکه CNBC حضور داشته است.

۱۰- نیک لیسون

نیک لیسون

نیکولاس لیسون

نیکولاس لیسون (متولد ۱۹۶۷ میلادی/۱۳۴۶ شمسی) همان معامله‌گر سرکش مشهور است که باعث سقوط بانک ۲۳۳ ساله بیرینگز شد.

لیسون ۴ سال را در زندان سنگاپور گذراند. بعد از زندان نیکولاس رئیس باشگاه گالوی یونایتد شد.

تا ۲۰۰۸ لیسون به عنوان بدنام‌ترین معامله‌گر با بیشترین ضرر (۱.۴ میلیارد دلار)، شناخته می‌شد. در ۲۰۰۸ بانک سوسیته ژنرال فرانسه اعلام کرد که معامله گر سرکشی به نام جرمی کرول با انجام معاملات پنهانی، مبلغی بالای ۷ میلیارد دلار ضرر کرده است.

کلام آخر

در این مقاله با ۱۰ تن از مشهورترین معامله گران تاریخ آشنا شدیم. داستان مهیج و پرشور زندگی این معامله گران موجب خلق کتاب‌ها و فیلم‌های زیادی شده است.

کتاب خاطرات یک عامل سهام، توصیفی داستانی زندگی جسی لیورمور است. این کتاب که از جاودانه‌های کلاسیک شناخته می‌شود، مهمترین کتابی است که درباره معامله گری نوشته شده است.

فیلم معامله‌گرسرکش (Rogue Trader ۱۹۹۹) نیز بر اساس داستان زندگی نیک لیسون و سقوط بانک بیرینگز ساخته شده است.

این فیلم یکی از فیلم‌های عالی معامله‌گری است که حتما باید به عنوان معامله‌گر آن را ببینید تا با واقعیات معامله گری و همچنین اهمیت بسیار بالای حد ضرر بیشتر آشنا شوید:
لینک یوتیوب فیلم معامله گر سرکش

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌ کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌ کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

این روزها که بازارهای مالی به رونق فراوانی رسیده‌اند و وضعیت اقتصادی دنیا به سمت خوبی پیش نمی‌رود، تعداد زیادی از مردم تلاش می‌کنند به معامله‌گر بازارهای مالی تبدیل شوند تا بتوانند به درآمد دلخواه خود برسند. با این حال، نیکلاس گوک (Niklas Göke)، نویسنده مطرح اقتصادی در مدیوم، در مقاله تازه خود استدلال می‌کند که معامله‌گری نمی‌تواند افراد را به ثروت برساند. متن کامل مقاله نیکلاس گوک را در ادامه می‌خوانید.

«هرگز نفروشید»؛ این توصیه‌ای است که کارتر توماس (Carter Thomas) آرزو می‌کند کاش ۲۰ سال زودتر به آن عمل می‌کرد.

کارتر در سال ۲۰۰۳ همه پولی را که از شغل تابستانی خود به‌عنوان یک غریق نجات به دست آورده بود روی سهام شرکت اپل افسانه های معامله گری سرمایه‌گذاری کرد. کل سرمایه او در آن دوره ۱۸ هزار دلار بود؛ یک تصمیم هوشمندانه.

اینکه کارتر [مانند اغلب معامله‌گران] دو ماه بعد همه سرمایه خود را صرف هزینه‌های غیرضروری یا خرید کالاهای لوکس کند، تصمیمی هوشمندانه به نظر نمی‌رسید. پس از تجزیه سهام (تقسیم سهام به تعداد بیشتری سهم) و افزایش قیمت، ارزش سهام کارتر امروزه بیش از ۱۰ میلیون دلار است.

با نگاهی به این تجربه، کارتر یک درس ساده اما عمیق آموخته است که اغلب افراد شبیه او که می‌خواهند ثروتی برای خود ایجاد کنند، آن را نادیده می‌گیرند. او می‌گوید:

اگر من ثروت کلانی به دست نیاورده‌ام تنها دلیلش این است که دارایی‌هایم را به فروش رسانده‌ام. دلیل این موضوع هرگز این نیست که من چیزهای مناسبی نخریده‌ام. من همیشه چیزهایی مناسب در زمان مناسب خریده‌ام، اما هرگز آنها را به‌اندازه کافی نگه نداشته‌ام.

نمی‌توانم خودم را با کارتر توماس مقایسه کنم، ام من هم بارها چنین اشتباهاتی را مرتکب شده‌ام، بنابراین صرفاً می‌خواهم برای خودم یک موضوع را یادآوری کنم:

شما با سود معامله ثروتمند نمی‌شوید. با داشتن دارایی‌های ارزشمند ثروتمند می‌شوید.

سلب مسئولیت: من مشاور مالی نیستم. این یک مشاوره و توصیه مالی نیست.

ساده است: دارایی خوب بخرید، نفروشید!

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

در اینجا ساده‌ترین الگوی ثروت دومرحله‌ای که من می‌شناسم، ارائه شده است:

۱. باید دارایی‌هایی بخرید که فکر می‌کنید دارای ارزش بالایی هستند.

۲. نباید آنها را بفروشید.

همه تصور می‌کنند انتخاب دارایی‌های مناسب، قسمت سخت ماجراست، اما در واقع فشار روانی ناشی از مبارزه مداوم با رضایت فوری است که توانایی ما و پتانسیل مالی را محدود می‌کند.

از منظر تاریخی تقریباً همه بازارها رو به بالا حرکت می‌کنند. به ۱۰، ۲۰ و یا ۳۰ سال پیش برگردید و به قیمت‌ها نگاه کنید. بازار سهام: رو به بالا. املاک و مستغلات: رو به بالا. کالا و اجناس: رو به بالا. ارز دیجیتال: رو به بالا. سرمایه خطرپذیر: رو به بالا. حتی قیمت کارت‌های بازی پوکمون گو نیز روندی صعودی داشته‌اند.

همه چیز به‌طور مداوم بالا می‌رود، زیرا پول سیستمی مصنوعی است که انسان آن را ایجاد کرده و کنترل می‌کند و می‌دانیم که انسان موجودی جایزالخطاست. هر یک از ما با خودکنترلی درگیر هستیم و بشر به‌طور کلی با این موضوع دست‌وپنجه نرم می‌کند. پول یک آزمایش مارشمالو (marshmallow experiment) غول‌پیکر برای بشریت است. دکمه «چاپ پول بیشتر» یک زنگ قرمز بزرگ است و اگر شما چنین زنگی را به دست افرادی دهید که خودکنترلی اندکی داشته باشند، واقعاً چقدر می‌توانید انتظار داشته باشید که قبل از فشردن زنگ خودشان را کنترل کنند؟

قیمت‌ها چیزی بیشتر از اعدادی نیستند که ما در کنار نام کالاها می‌نویسیم و سپس می‌گوییم «اگر تورم در طول سال ۲% افزایش پیدا کند، خوب است»؛ زیرا اقتصاد را هم بشر اختراع کرده است. ما پول بیشتری چاپ می‌کنیم و به تبع آن همه اعداد بالا می‌روند. آیا قیمت‌ها کار دیگری جز بالا رفتن می‌توانند انجام دهند؟

تنها در این سالِ استثنایی فدرال رزرو ایالات‌متحده نزدیک به ۵ تریلیون دلار چاپ کرده است. به ازای هر ۴ دلاری که در آغاز سال ۲۰۲۰ وجود داشت، اکنون دلار دیگری در گردش است. آیا می‌دانید این موضوع به چه معناست؟ این یعنی اعداد باید بالا بروند.

اگر چاپ پول قیمت‌ها را به‌صورت یکنواخت تغییر می‌داد، امسال ۲۵٪ به قیمت همه چیزهایی که با دلار اندازه‌گیری می‌شوند، افزوده می‌شد. از آنجا که این اتفاق رخ نمی‌دهد برخی حوزه‌ها (جایی که پول‌های تازه چاپ‌شده ابتدا جریان می‌یابد) افزایش بیشتری را تجربه می‌کنند. بازار سهام، اوراق قرضه، رهن و وام معمولاً جزو حوزه‌هایی هستند که این افزایش را بیشتر تجربه می‌کنند. نهایتاً پول همواره راه خودش را به بازارهای جدیدتر، حاشیه‌ای‌تر و کمتر قانون‌گذاری‌شده نظیر تأمین مالی جمعی، ارز دیجیتال و همچنین کارت‌های پوکمون پیدا می‌کند.

نکته‌ای که وجود دارد این است که چه به نمودار ۱۰۰ ساله بازار سهام، چه به نمودار ۵۰ ساله املاک و مستغلات و چه به نمودار ۳۰ ساله بازار طلا نگاه کنید، اعداد همواره بالا می‌روند. حتی اگر یک میمون بدون فکر تعدادی سهام (یا سایر دارایی‌ها) را از کلاهی به‌صورت کاملاً تصادفی بردارد باز هم در یک دوره زمانی چندین دهه‌ای عملکرد خوبی از خود به نمایش خواهد گذاشت.

با این حال و علی‌رغم اینکه ما اختلاف یک درصدی به لحاظ کروموزومی با میمون‌ها داریم، معمولاً در این قرعه‌کشی که همه می‌توانند در آن برنده شوند، موفق نمی‌شویم. دلیل آن هم یک چیز است: ما دارایی‌های‌ خود را خیلی زود می‌فروشیم.

یک سرمایه‌گذار با گذشت زمان درآمد کسب می‌کند. او کاری ارزشمندتر از این نمی‌تواند انجام دهد و در اغلب مواقع کار درستی است.

چرا می‌فروشیم؟

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

چرا هیچ کاری نکردن سخت است و نمی‌توان از این فرصت استفاده کرد؟ چرا نمی‌توانیم اجازه دهیم که بازار از دارایی‌های ما مراقبت کند؟ دو دلیل وجود دارد: طمع و ترس.

طمع سرمایه‌گذار زمانی است که شما چیزی را خریده‌اید که به آن اعتقاد دارید ولی خیلی زود آن را می‌فروشید، زیرا فکر می‌کنید باهوش‌تر از بازار هستید و یا تفکر کوته‌بینانه بر شما سایه افکنده است.

من در سال ۲۰۱۷ چین ‌لینک (Chainlink) را به قیمت ۰٫۰۹ دلار خریدم. می‌دانستم که این ارز دیجیتال و شبکه آن چه ‌کاری قرار است انجام دهد. فکر کردم چیز خوبی است و می‌خواستم آن را نگه دارم. چند هفته بعد تسلیم شدم و کاری که همه به من گفتند را انجام دادم: سود کسب کردم. هر واحد ‌لینک را به قیمت ۰٫۵۵ دلار فروختم. بیش از حد خوشحال بودم. ظرف چند هفته شش برابر سود کرده بودم. چطور می‌توانستم عملکرد بهتری از این داشته باشم؟ امروزه مأموریت چین ‌لینک در حال تحقق است. قیمت لینک در زمان نوشتن این مقاله حدود ۱۵ دلار بوده و به اوج قیمتی خود ۲۰ دلار نیز رسیده است. من ۱۰۰ هزار دلار را به‌راحتی از دست دادم. در واقع من افسانه های معامله گری تحت‌تأثیر تفکر کوته‌بینانه قرار گرفتم.

ترس سرمایه‌گذار هنگامی رخ می‌دهد که شما چیزی را می‌خرید که به آن اعتقادی ندارید. فقط خریدید چون می‌ترسید سودی را که دیگران به دست می‌آورند از دست بدهید. در این شرایط شما یک بمب ساعتی هستید که بر روی یک بمب ساعتی نشسته‌اید. سؤالی که به وجود می‌آید این است: کدام یک زودتر منفجر خواهد شد؟

وقتی ۱۸ ساله بودم، سهام سه شرکتی را که در یک مجله توصیه شده بود به قیمت ۴۰۰ یورو خریدم. من صرفاً تصویر مبهمی از کاری که شرکت‌ها انجام می‌دادند داشتم و هرگز این اطلاعات را بررسی نکرده بودم. سهم‌هایی که خریده بودم ۲۵ درصد ضرر داد. برای یک جوان ۱۸ ساله ۱۰۰ یورو پول زیادی افسانه های معامله گری بود. پس از ماه‌ها انتظار و عذاب، در نهایت همه سهامم را با ۵۰ یورو ضرر فروختم، اما هزینه روحی آن بسیار بیشتر بود. نه‌تنها پولم را بلکه انرژی و آرامشم را هم از دست دادم. در یک سرمایه‌گذاری بد ورود کرده بودم و امیدوار بودم که ضررهایم جبران شود.

تریدر شدن

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

اشتباه نکنید؛ گرگ وال‌استریت هم تریدر نبود. او کارگزار سهام بود و از کمیسیون‌ها به ثروت رسید.

طمع و ترس شما را از یک سرمایه‌گذار به یک تریدر تبدیل می‌کند. تریدر شدن حرفه‌ای است که اگر مفهوم آن را بدانید احتمالاً نمی‌خواهید در آن فعالیت داشته باشید و قطعاً کاری است که شما نمی‌توانید با ترس و طمع در آن به موفقیت برسید.

اما تریدر شدن خیلی راحت به نظر می‌رسد. این‌طور نیست؟

همه می‌خواهند تریدر شوند. معامله‌گری باحال است. جذابیت دارد. باعث می‌شود احساس زنده‌بودن کنید. همچنین یک روش سریع برای از بین بردن بهره‌وری، سلامت روانی و همچنین ویران‌کردن سبد سرمایه‌گذاری‌تان برای رسیدن به یک بازدهی مناسب است.

اگر مردم می‌دانستند که «تریدر بودن» شغلی مانند سایر شغل‌هاست، شغلی که صرفاً اگر به‌طور مداوم کسب سود کنید، می‌شود بر روی آن حساب کرد، ممکن بود تصورشان از این حرفه تغییر پیدا کند. اما اغلب فکر می‌کنند می‌توان با نشستن روی سنگ توالت بعد از ناهار و فکرکردن در مورد آن می‌توانند در این حوزه مسلط شوند.

وقتی شما یک تریدر باشید، حقوق شما از خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا حاصل می‌شود. متوجه هستید؟ اگر معامله موفقی نداشته باشید، پولی برای غذا خوردن ندارید. این یک شرط برای یک تریدر تمام‌وقت واقعی است. اگر یکی از آنها نیستید خوش‌شانس هستید!

خوش‌شانس هستید که حقوق شما با خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا به دست نمی‌آید. پس چرا به‌دنبال کار دوم هستید؟ به‌ویژه چیزی که در آن مهارتی ندارید. بنابراین فقط بخرید و برای همیشه نگه دارید. از پولتان برای ذخیره چیزهای باارزش‌تر استفاده کنید.

هنگامی‌که شما دارایی‌ای را می‌خرید که به آن اعتقاد دارید، دیگر پرسیدن این سؤال که چه زمانی آن را بفروشم بی‌معناست. به‌صورت پیش‌فرض پاسخ این سؤال هرگز است. در واقع تا زمانی که شرایط به‌طور بنیادین تغییر پیدا نکند، پاسخ شما نیز نباید تغییر کند.

فرض کنیم شما آمازون را دوست دارید. وقتی ‌که سهام آمازون را خریدید، جف بزوس برای شما کار می‌کند؛ نه به‌صورت خیالی بلکه به معنای واقعی کلمه این اتفاق رخ می‌دهد. اگر جف بزوس در کار خود موفق بود، ارزش سبد دارایی شما نیز بالا خواهد رفت. به مدت ۲۰ سال این مرد ثابت کرده که می‌داند چه کاری دارد انجام می‌دهد. چرا باید چنین گزینه‌ای را از فهرست خود حذف کنید؟ آیا جف بزوس را اخراج می‌کنید؟ نه، اما شما سهام آمازون خود را می‌فروشید و این دقیقاً به معنای اخراج جف بزوس است.

کمبود یک ذهنیت باعث می‌شود که ما همانند یک تریدر رفتار کنیم، آن هم در حالی که هیچ مهارتی برای موفقیت در آن نداریم. ما خودمان را گول می‌زنیم و در یک تلاش واهی موقعیت (پوزیشن معاملاتی) خود را تغییر می‌دهیم تا «هزینه فرصت» خود را مدیریت کنیم. ما نگران نحوه سرمایه‌گذاری ۵۰۰ دلار بعدی هستیم.

در عوض ما (سرمایه‌گذاران) فقط نیازمند این هستیم که درآمد بیشتری کسب کرده و آنچه را که به آن اعتقاد داریم بخریم. ما نیاز به قدرت شلیک بیشتری داریم. [برخلاف تریدرها که مسائل زیادی دارند] تنها مسئله برای ما این است: نیاز به پول بیشتری داریم تا بتوانیم دارایی‌های بیشتری بخریم و برای همیشه آن را نگه داریم.

اگر شما به سرمایه‌گذاری‌تان در زمانی که آن را انجام می‌دهید، اعتقاد داشته باشید، دیگر نیازی به اقدامات عجیب‌وغریب نیست. تنها یک نیاز برای خرید بیشتر وجود دارد و بهترین راه برای رسیدن به این هدف، کسب درآمد بیشتر از شغلی است که در آن مهارت دارید تا اینکه بخواهید به‌صورت پاره‌وقت و ضعیف معامله کنید.

یک تریدر نباشد. بلکه یک سرمایه‌گذار باشید و سپس سعی کنید تا می‌توانید در کار خود درآمدزایی کنید تا بتوانید هر چه بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

ثروتمند شدن

در میان گذاشتن یک حقیقت؛ هیچ‌کس با سود معامله و ترید ثروتمند نمی‌شود!

ثروتمند شدن به‌معنای خوابیدن مثل یک نوزاد است. ثروتمند شدن به‌معنای داشتن چیزهایی است که در طول زندگی‌تان و تا آخر عمر با شما همراه باشد. تنها راه برای این کار مالکیت دارایی‌های ارزشمند برای همیشه است.

تمدن این کار را از آنچه فکر می‌کنیم آسان‌تر کرده است؛ زیرا از افسانه های معامله گری نظر تاریخی، در بلندمدت اعداد همواره بالا می‌روند. این سیستم برای ما ایجاد شده و نه بر علیه ما. در نتیجه ما فقط به این دلیل که در جلوی راه خودمان قرار گرفته‌ایم در سرمایه‌گذاری موفق نمی‌شویم.

روانشناسی انسان و نه توانایی او عامل موفقیت مالی ماست. ما با تأدیب نفس، حرص، ترس و یک حس ناخوشایند از افسانه های معامله گری پتانسیل درآمدی‌مان مبارزه می‌کنیم. حتی اگر بدانیم هیچ اقدامی نکردن، بهترین اقدام برای یک سرمایه‌گذار است، اما هنوز عمل به آن را تقریباً غیرممکن می‌دانیم.

کارتر تیز مجبور شد این درس را به‌سختی بیاموزد، اما این کار را کرد و اکنون او به این توصیه‌ها کاملاً توجه می‌کند:

من با بسیاری از افراد بالای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ سال صحبت کرده‌ام، همه آنها یک‌چیز می‌گفتند: مهم‌ترین چیز داشتن دارایی است. اگر می‌خواهید ثروت داشته باشید، فقط باید دارایی‌های بیشتری داشته باشید. این تنها چیزی است که اهمیت دارد.

شما با کسب سود معامله ثروتمند نمی‌شوید، با داشتن چیزهای ارزشمند ثروتمند می‌شوید. هر چیزی که در مسیرتان قرار گرفت را خریداری نکنید. چیزهایی بخرید که می‌خواهید برای همیشه آن‌ها را نگه دارید و سپس ذهنتان را مدیریت کنید تا واقعاً این کار را انجام دهید.

داستان عجیب دو تریدر برتر تاریخ که شما را شوکه میکند

عکس ندارد

محمدحسین تهرانی

  • 1399/9/23
  • 2596
  • دیجیتال مارکتینگ

بزرگترین تریدر های بورس

داستان 2 تریدر را قرار است بخوانید که در طول زندگی کاری خود، بزرگترین شکست ها و بزرگترین موفقیت ها را با هم یکجا داشته اند. از این دو داستان می توانید نتایج خیلی بزرگی بگیرید پس با ما همراه باشید.

زندگی نامه کوتاهی از جسی لیورمور ترید افسانه ای:

جسی لیورمور در یک خانواده کشاورز در سال ۱۸۷۷ در ماساچوست به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش خانه دار بود. در سن سه سالگی شروع به یادگیری خواندن و نوشتن کرد و در سن پنج سالگی در کمال تعجب شروع به خواندن مجله های مالی کرد. علاقه و استعداد زیادی در زمینه خواندن اعداد و ریاضیات داشت. پدر او در سن ۱۴ سالگی به جسی کمک کرد از مدرسه فرار کند و پدرش او را تشویق می‌کرد که در کنار او به کار مزرعه داری ادامه دهد اما علاقه جسی بیشتر در خواندن اعداد و ریاضیات بود. با کمک مادرش مزرعه را ترک کرد و مادرش به او ۵ دلار داد. پس از رفتن به شهر، جسی توانست شغل مورد علاقه خود را پیدا کند. او کسی بود که قیمت و حجم سهام ها را به روی تخته سیاه می‌نوشت.

شروع اتفاقات جالب:

جسی با دقت قیمت‌ها را زیر نظر داشت و آنها را در دفترچه کوچک خود می نوشت و متوجه الگوهایی در رفتار قیمت شد. این کار مقدمه پیشرفت جسی در بازار بود و می‌توانست به مرور زمان با مطالعه دقیق و زیاد قیمت، استراتژی معاملاتی شخصی خود را به وجود آورد. او توانست با استراتژی معاملاتی خود قیمت‌ها را پیش‌بینی کند و با استفاده از این کار توانست ۲۵ هزار دلار در بیاورد و پس از آن به نیویورک مهاجرت کرد و آنجا رسماً در وال استریت شروع به معامله سهام کرد.

دوران وال استریت:

جسی در سن ۲۰ سالگی با استفاده از استراتژی معاملاتی خود ۱۰ هزار دلار به دست آورد اما از آنجایی که او به سیستم خود به طور موقتی پایبند نبود ۱۰ هزار دلار او تبدیل شد به ۲۵۰۰ دلار. در سال ۱۹۰۷ جسی قادر شده بود که سقف بازار را بگوید. او در آخر آن روز 1 میلیون دلار پول آورد. در سال ۱907 یکبار دیگر قوانین خود را زیر پا گذاشت و به حرف تریدر دیگری گوش داد و او از عمد به جسی پیشنهاد غلط خرید پنبه داد. پس از اینکه جسی تمامی قراردادهای پنبه که می‌توانست بخرد خرید، معامله‌گری که به او این پیشنهاد را داده بود تمام قراردادها را فروخت و قرارداد پنبه سقوط کرد و جسی تقریباً ۹۰ درصد سرمایه خود را از دست داد. او پس از چند سال نه تنها ثروت خود را برگرداند بلکه قادر بود نزدیک به صد برابر بیشتر از چیزی که داشت را به دست بیاورد. در سال ۱۹۲۹ توانست بار دیگر سقف کل بازارها را پیش‌بینی کند و همینطور قادر بود که ۱۰۰ میلیون دلار سود بدست آورد. به دلایل نامعلومی ثروت به دست آورده خود را به سرعت از دست داد.

اواخر عمر:

در اواخر عمرش برای دفعه سوم و آخرین بار دوباره اعلام ورشکستگی کرد. او دوباره باور داشت که میتواند ثروت خود را دوباره برگرداند اما این دفعه به علت مشکلات خانوادگی که داشت انگیزه خود را از دست داده بود و دیگر اقدامی به برگرداندن ثروت خود نداشت.

راز موفقیت او…

همانطور که در بیوگرافی جسی لیورمور خواندید، بزرگترین علت موفقیت او در بورس تمرکز بسیار بالا به روی هدف بلندمدت خود یعنی معامله گری در بورس بود. او تقریبا ۹۰% عمر خود را صرف این کار کرد و البته باید اشاره کنم که بعد از اینکه استراتژی معادلاتی مناسب خود را برای معاملات پیدا کرد تا آخر به آن پایبند بود و هرگاه که به آن پایبند نبود شاهد ضررهای بزرگی می شد. به عنوان یک تریدر باید این نکته را مد نظر داشته باشید که هر وقت استراتژی معاملاتی مناسب خود را در بورس پیدا کردید تا آخر باید به همان پایبند باشید تا اینکه سراغ استراتژی‌های معاملاتی مختلف دیگر روید. این بهترین چیزی است که می‌توانیم از لیورمور در کنار تمرکز بسیار بالا بروی ترید یاد بگیریم.

داستان جیم پاول، تریدری که همه چیز را از دست داد…

پسر جوانی بود که کارش را از کارگری در رستوران‌های کنتاکی شروع کرد. فراز و نشیب های زیادی در زندگی داشت اما در نهایت تمام سعیش را کرد که وارد آن چیزی شود که به آن علاقه دارد یعنی کار کردن به عنوان تریدر بورس. پس از گذراندن دوره‌های معاملاتی و کسب تجربه در بازارهای مالی قادر بود که سرمایه خیلی عظیمی برای خود دست و پا کند (البته به این معنی نیست که از روز اول موفقیت‌های زیادی داشت.)

از دست دادن همه چیز…!

در سال ۱۹۸۳ معامله ای انجام داد که دقیقاً بازار جهت برعکس را پیش گرفت و تمام هر چیزی که ساخته بود را (به مبلغ یک میلیون دلار) کاملاً از دست داد بعلاوه ۴۰۰ هزار دلار بدهی.

علت شکست او هم این بود که ریسک خیلی زیادی در یک معامله انجام داد و اعتماد به نفس او بیش از حد بالا بود. (مواظب باشید که گول اعتماد به نفستان را نخورید!)

او بعدها اعتراف کرد که علت شکستش در آن معامله این بود که از احساسات خود نتوانست دوری کند و از بقیه تریدرها کمک گرفت و قوانین خود را زیر پا گذاشت و این کاری بود که جسی لیورمور هم انجام داد و نتیجه آن برای هر دو خیلی زیان بار بود. (لطفا الان پند بگیرید!)

جیم پس از دست دادن همه چیز در بورس تسلیم نشد و دوباره کسب و کار خود را آغاز کرد و از نو شروع به ساخت تمام هر چیزی که داشت کرد. شاید باورتان نشود اما در حدود ۱۰ سال قادر بود که ۳ برابر هر چیزی که در ۳۰ سال گذشته به دست آورده بود، بدست بیاورد!

الان از خود بپرسید که اگر شما بودید چه کار می کردید؟ آیا تسلیم میشدید و افسردگی می گرفتید یا دوباره از نو شروع به فعالیت می کردید؟ آن هم پس از ۳۰ سال تلاش و کوشش و فقط در یک معامله همه چیز را از دست بدهید. یعنی تمام زحمات ۳۰ ساله خود را ظرف چند هفته از دست بدهید! چقدر سخت است؟

شکست خوردن در معاملات بورسی کاملاً طبیعی است اما کنار کشیدن از معاملات و تسلیم شدن، کار افراد بازنده است و باید این موضوع را خیلی صادقانه با یکدیگر به اشتراک بگذاریم. در مسیرتان احتمالا شکست می‌خورید اما اگر واقعاً یک تریدر برنده باشید و طرز تفکر یک فرد قهرمان را داشته باشید از کار کناره گیری نخواهید کرد بلکه دوباره و دوباره تلاش می کنید و سر انجام زندگیتان قطعاً شبیه سرانجام یک مولتی میلیونر آمریکایی خواهد شد چرا که تفاوت افراد موفق و تریدرهای ناموفق در همین است. آن ها در شکست خوردن و موفق شدن یکسانند اما تنها تفاوتی که افراد ناموفق دارند این است که به محض اینکه شکست می خورند همه چیز را از دست می‌دهند و افسانه های معامله گری منظور از همه چیز روحیه فکری آنهاست.

اعتراف های یک تریدر خبره…!

جیم پاول بعدها در کتاب خود “چه چیزی با از دست دادن یک میلیون دلار آموختم” به علل شکست های خود کاملا معترف شد.

شکست را بجای انکار کردن، قبول کنید قبل از اینکه تبدیل به یک فاجعه شود:

جیم در کتاب خود اعتراف کرد که می‌توانست با ضرر کمتر از آن معامله اشتباه خارج شود اما از آنجایی که نمی خواست شکست خود را قبول کند و شهرت خود را از بین ببرد همچنان در آن معامله اشتباه ماند و ضررش بزرگ تر می شد تا اینکه به کل مال او خسارت زد و تمام زحماتش را درون یک معامله از دست داد و به راحتی می‌توانست با ضرری کوچکتر از آن معامله خارج شود اما لجاجت کرد و همچنان در آن معامله ماند.

همانطور که خودتان می‌دانید جیم یک معامله‌گر مبتدی نبود بلکه یک معامله‌گر فوق العاده حرفه ای بود که سال‌های سال تجربه زیادی را کسب کرده است اما همچنان علیرغم حرفه ای بودن، درگیر مشکلات احساسی شد. (این را می‌گویم که هیچ وقت مغرور نشوید و نگویید که حرفه ای هستید زیرا حتی حرفه ای ها هم درگیر احساسات انسانی می‌شوند و تصمیمات اشتباه از احساسات اشتباه نشات میگیرد.)

تصمیم گیری خوب از منطق خوب نشات میگیرد نه از احساس:

شریک تجاری پال به او پیشنهاد یک شرکت نفتی را می‌دهد و به او با هیجان بالا می گوید که این شرکت پتانسیل بسیار بالایی دارد. جیم و شریکش و تمام مشتریانشان همه با هم خرید زیادی از این شرکت می کنند اما سهام شرکت نصف می شود و پس از آن بیشتر می ریزد. جیم می توانست زمانی که قیمت این سهم نصف شد از بازار خارج شود اما از آنجا که نمیخواست شهرتش خراب شود، لجاجت کرد و سهامش را نفروخت و سهام این شرکت نزدیک به ۶ دلار شد!

جیم تمام سرمایه اش را از دست داد و ۴۰۰ هزار دلار نیز بدهی بالا آورد و او بعد ها معترف شد که علت شکستش دو چیز بود:

۱. احساسات انسانی

۲. پیروی نکردن از قوانین تریدری خود

اما راز موفقیت جیم چه بود؟

راز موفقیت پاول سماجت او در کار و هدفش بود اما علی رغم شکست خیلی سنگینی که خورد، آن را شخصی تلقی نکرد و می دانست که می‌تواند دوباره به جای اول برگردد. کمتر از ۱۰ سال با سماجت خیلی بالا و تلاش و کوشش مضاعف توانست بیشتر از چیزی که در طول ۳۰ سال بدست آورد، کسب کند!

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا