توصیه هایی برای معامله گران تازه کا

تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟

در این تصویر RSI در محدوده‌ی ۶۰ قرار دارد.

انواع تحلیل ارز دیجیتال

سرمایه گذاران برای پیش بینی روند بازار ارز دیجیتال و ممناعت از تحمیل زیان های سنگین به خود ، به پیش بینی بازار می پردازند . به این منظور غالبا از دو نوع تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی ( فاندامنتال ) استفاده می شود . تحلیل تکنیکال غالبا برای پیش بینی روند کوتاه مدت بازار و تحلیل بنیادی برای پیش بینی روند بلند مدت آن مورد استفاده قرار می گیرد .

برای مشاوره انواع تحلیل در بازار ارز دیجیتال

برای مشاوره انواع تحلیل در بازار ارز دیجیتال

عناوین اصلی این مقاله

رشد چشمگیر ارزش ارز های دیجیتال در چند سال اخیر و بازگشت اقبال عمومی به سوی سرمایه گذاری و فعالیت در این بازار باعث شده تا این بازار به یکی از پر بازده ترین بازار های مالی تبدیل شده و بسیاری از افراد ترغیب به فعالیت و وارد کردن سرمایه خود در این بازار با هدفکسب سود شوند .

اما همانطور که می دانیم علی رغم سود ده بودن بازار ارز دیجیتال میزان تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ ریسک موجود در آن نیز بسیار بالا می باشد ، از این رو لازم است تا سرمایه گذاران قبل از وارد شدن به این بازار و اقدام به سرمایه گذاری در آن به طور کامل با آن آشنا شده و با شناخت کامل فعالیت خود را آغاز کنند .

از جمله اقدامات مهم در راستای تسلط یافتن به بازار و کاهش ریسک فعالیت در آن ، آشنایی با انواع روش های تحلیل بازار ارز دیجیتال و استفاده از آن ها در پیش بینی روند بازار و تصمیم گیری های خود می باشد . از جمله مهمترین روش های تحلیل بازار استفاده از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی ( یا فاندامنتال ) می باشد . در ادامه به ارائه تعریفی از این دو نوع تحلیل و نحوه پیش بینی بازار به وسیله آن ها می پردازیم .

لزوم تحلیل روند بازار ارز دیجیتال

با توجه به اینکه بازار ارز دیجیتال یک بازار نو ظهور بوده ریسک سرمایه گذاری در آن بسیار بالا است ، در نتیجه سرمایه گذاری بدون اطلاعات و تسلط کامل برای پیش بینی روند بازار احتمال تحمیل زیان های سنگین به سرمایه گذاران را به مراتب بالاتر می برد .

از این رو تمامی سرمایه گذاران نیاز دارند تا قبل از اقدام به سرمایه گذاری در این بازار روند احتمالی آن را برای آینده پیش بینی کرده تا با توجه با آن بتوانند در مورد نوع سرمایه گذاری های خود تصمیم گیری کنند . بدیهی است که پیش بینی غیر اصولی و تنها با تکیه بر گفته ها و شنیده های اشخاص دیگر به هیچ عنوان روش مناسبی برای انتخاب نبوده و استفاده از این روش با ریسک بسیار بالا همراه خواهد بود .

برای داشتن یک پیش بینی موفق و با درصد اطمینان بالا لازم است تا از روش های علمی معتبر و تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ اثبات شده و همچنین دریافت مشاوره سرمایه گذاری ارز دیجیتال از افراد متخصص در این حوزه ، اقدام به تحلیل بازار و روند آن کرد . از جمله مهمترین روش های تحلیل بازار استفاده از دو روش تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی ( فاندامنتال ) می باشد . هر یک از این دو نوع تحلیل با استفاده از متغیر های متفاوت عملکرد بازار را مورد قضاوت قرار می دهند ، در ادامه به تعریف کامل این دو نوع تحلیل و نحوه عملکرد آن ها پرداخته شده است .

تحلیل بنیادی ( فاندامنتال ) در پیش بینی ارز دیجیتال

این نوع تحلیل معمولا به پیش بینی روند بازار در بلند مدت می پردازد و برای پیش بینی های کوتاه مدت کارایی ندارد ، از این رو معمولا سرمایه گذارانی که قصد سرمایه گذاری های کوتاه مدت و پیش بینی کوتاه مدت قیمت ارز های دیجیتال را با هدف نوسان گیری در این بازار دارند از این نوع تحلیل برای بررسی عملکرد آن در آینده استفاده نمی کنند .

در تحلیل بنیادی یک سرمایه گذار به بررسی تمامی عوامل تاثیر گذار بر یک متغیر پرداخته و با توجه به آن در مورد روند آینده آن تصمیم گیری می کند . در واقع می توان گفت که در تحلیل بنیادی تمامی عوامل اقتصادی و مالی که بر ارزش واقعی یک ارز دیجیتال تاثیر گذار بوده و سبب شده تا قیمت این ارز در جایگاه فعلی قرار گیرد مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد .

این نوع تحلیل برای انواع بازار های مالی مانند بازار ارز ، بازار بورس ، بازار ارز دیجیتال و . مورد استفاده قرار می گیرد ، اما نوع متغیر هایی که برای تحلیل مورد استفاده قرار می دهد در هر یک از این بازار ها متفاوت می باشد . در بازار ارز دیجیتال متغیر های اهداف پروژه ، تیم طراحی ارز دیجیتال و عملکرد آن ها ، نقشه راه آن ، ارزش بازار ارز دیجیتال ، حجم معاملات ، پارامتر FCAS و . می باشد .

بیشتر بخوانید: صفر تا صد بیت کوین

تحلیل تکنیکال در پیش بینی ارز دیجیتال

این نوع تحلیل برای بازه های زمانی کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا برای بازه های بلند مدت پیش بینی های مناسب و قابل اطمینانی را ارائه نمی دهد . از این رو افرادی که قصد سرمایه گذاری های بلند مدت در بازار ارز دیجیتال را دارند از این نوع تحلیل برای بررسی روند بازار استفاده نمی کنند ، اما تجربه نشان داده که این نوع تحلیل در بازه های زمانی کوتاه مدت نتیجه های قابل قبولی را ارائه داده است .

تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال بر خلاف تحلیل بنیادی به عوامل تاثیر گذار بر قیمت یک ارز دیجیتال یا پروژه دیجیتال توجه نداشته و تنها به تاریخچه حجم معاملات و روند قیمتی آن ارز به پیش بینی روند آن در آینده می پردازد . در واقع تحلیلگران تکنیکال معتقد هستند که قیمت و حجم معاملات یک متغیر بر اساس یک الگوی تکرار شونده تغییر کرده و تنها با بدست آوردن این روند می توان به پیش بینی قیمت ها در آینده پرداخت .

این نوع تحلیل تاکید زیادی بر انتظارات مردم و تاثیر آن بر روند بازار داشته و معتقد است که این انتظارات مردم از روند آینده بازار است که سبب تعیین قیمت انواع ارز های دیجیتال و حجم معاملات آن می شود ، در نتیجه این نوع تحلیل توجه زیادی بر احساسات افراد جامعه در برخورد با بازار دیجیتال دارد .

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد انواع تحلیل در بازار ارز دیجیتال در کانال تلگرام سرمایه گذاری عضو شوید ، همچنین کارشناسان مرکز تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ مشاوره سرمایه گذاری دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدمات مشاوره سرمایه گذاری تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون انواع تحلیل در بازار ارز دیجیتال پاسخ دهند .

در ادامه بخوانید: دانلود برنامه تریدینگ ویو

سوالات متداول

1- ✔️ چند روش برای تحلیل روند بازار ارز دیجیتال وجود دارد ؟

✔️ روش های متفاوتی برای تحلیل عملکرد بازار وجود دارد اما از بین آن ها تحلیل تکنیکال و بنیادی بیشترین استفاده را دارند که در متن مقاله توضیح داده شده اند

2- ✔️ ​ تحلیل تکنیکال بر چه مبنایی عمل می کند ؟

✔️ این تحلیل برای کوتاه مدت استفاده شده که در متن مقاله به طور کامل توضیح داده شده است

3- ✔️ تحلیل بنیادی بر چه مبنایی عمل کرده ؟

✔️ این تحلیل برای تحلیل روند بلند مدت بازار مورد استفاده قرار می گیرد که در متن مقاله به آن اشاره شده است

تحلیل تکنیکال چیست؟

بسیاری از تریدرها از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی روند بازار در آینده استفاده می‌کنند. اما این نوع تحلیل تا چه اندازه دقیق و کاربردی‌ است؟ چرا باوجود اینکه بسیاری از افراد تکنیک‌های آن را استفاده می کنند باز هم دچار اشتباه می‌شوند و ضرر می کنند؟ در این مقاله در مورد ماهیت تحلیل تکنیکال، ابزارهای رایج و نکات فنی مربوط به آن می‌خوانید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت در بازار بر اساس بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات است. در بازارهای سنتی مانند بازار سهام و بورس اوراق بهادار از تحلیل تکنیکال به طور گسترده استفاده می‌شود. جالب است بدانید این روش یکی از اجزای اصلی در بازار ارزهای دیجیتال است.

تحلیل تکنیکال روی داده‌های تاریخی قیمت یا پرایس‌اکشن (Price Action) تمرکز فراوانی دارد. بنابراین از آن به عنوان ابزاری برای بررسی نوسانات قیمت و بررسی اطلاعات مربوط به حجم یک دارایی استفاده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای شناسایی روندها و فرصت‌های مناسب برای کسب سود از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

ریشه ابتدایی «تحلیل تکنیکال» به قرن هفدهم در «آمستردام» و قرن هجدهم در «ژاپن» بازمی‌گردد؛ اما آنچه امروز با مفهوم تحلیل تکنیکال با آن مواجهیم مربوط به فعالیت‌‌های چارلز داو «Charles Dow»؛ روزنامه‌نگار حوزه اقتصادی و مؤسس وال‌استریت ژورنال است. او از اولین کسانی بود که روندهای قابل بررسی و مجزا در دارایی‌ها و حرکت بازار در مسیرهای خاص را کشف کرد. مدتی بعد فعالیت‌های او منجر به ایجاد «تئوری داو» شد که تحولات بیشتری در تحلیل تکنیکال ایجاد کرد.

در ابتدا تحلیل تکنیکال بر پایه دست‌نویس‌ها و محاسبات دستی بود، اما با پیشرفت تکنولوژی و دستیابی به محاسبات مدرن، گسترده‌تر شد و اکنون به ابزار مهمی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران تبدیل شده است.

تحلیل تکنیکال چگونه کار می‌کند؟

همانطور که اشاره شد تحلیل تکنیکال از اساس بر پایه مطالعه قیمت فعلی و تاریخچه قیمت‌های قبلی یک دارایی است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که نوسانات قیمت یک دارایی به طور اتفاقی رخ نمی‌دهد و به طور کلی این نوسانات با گذشت زمان به روندهای قابل شناسایی تبدیل می‌شوند.

در واقع تحلیل تکنیکال، شدت تحمیل (نفوذ) بازار بر عرضه و تقاضا را بررسی می‌کنند. که این بازتابی از تمایلات کلی بازار است. به عبارت دیگر قیمت یک دارایی چیزی جز کشمکش میان نیروی فروش یا خرید بر یکدیگر نیست. این نیروها با احساسات معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیکی دارد. (به خصوص درباره‌ی ترس و طمع).

نکته قابل تامل درباره تحلیل تکنیکال این است که درصد خطای آن در بازارهایی که شرایط عادی و حجم و نقدینگی بالا دارند، بسیار پایین و پیش‌بینی‌ آن قابل اطمینان‌تر است. بازارهای پرحجم کمتر در معرض دست‌کاری قیمتی قرار دارند و تاثیرپذیری آن‌ها از موارد غیرعادی خارجی کمتر است؛ نتیجه چنین شرایطی این است که سیگنال‌های غلط در آن کمتر ایجاد می‌شود و تحلیل تکنیکال نقش پررنگی در آن‌ها دارد.

شاخص‌ها و اندیکاتورهای متداول تحلیل تکنیکال

معامله گران به منظور بررسی موشکافانه‌ی قیمت‌ها و در نهایت یافتن فرصت‌های مطلوب از انواع مختلفی از ابزارهای نموداری (چارت محور) که به اندیکاتور یا شاخص معروف هستند، استفاده می‌کنند. آنها به کمک اندیکاتور یا شاخص‌های تکنیکال، توانایی شناسایی روندهای موجود را پیدا کرده و اطلاعات روشن و هوشمندانه‌ای از روندهایی که ممکن است در آینده پدیدار شوند، پیدا می‌کنند. از آنجایی که این شاخص‌ها و اندیکاتورها همیشه درصدی خطا دارند، برخی از معامله‌گران همزمان از چندین شاخص یا اندیکاتور به عنوان راهی برای کاهش خطرات(ریسک) استفاده می‌کنند.

سرفصل‌های این آموزش

میانگین متحرک ساده (SMA)

معمولا معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی برای تعیین روند بازار بر اساس نمودارها و تاریخچه قیمت‌ها به کار می‌برند.

در بین تعداد زیادی اندیکاتور، میانگین متحرک ساده (SMA) یکی از پرکاربردترین و معروف‌ترین اندیکاتورهای مورد استفاده‌ی تریدرها است. همانطور که از نامش پیداست، قیمت‌های پایانی یک دارایی در یک بازه زمانی تعیین شده را محاسبه می‌کند؛ به بیان دیگر (SMA)، متوسط قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی مشخص است.

خط نارنجی SMA که در بسیاری از نقاط به عنوان خطوط حمایت و مقاومت عمل کرده است.

نحوه‌ی استفاده SMA:

به طور کلی اگر قیمت بالای خط میانگین متحرک باشد، گفته می شود که روند صعودی است و برعکس اگر قیمت پایین خط میانگین باشد، روند نزولی است. اما این تمام ماجرا نیست. گاهی یک خبر می‌تواند باعث تغییر روند بشود. به این معنی که با وجود اینکه خط میانگین متحرک به شما سیگنالی برای خرید یا فروش می‌دهد، اما بازار طبق پیش‌بینی شما پیش نمی رود. راه‌حل چیست؟

شما میتوانید همزمان با چند شاخص میانگین متحرک کار کنید تا روند بازار را بهتر پیش بینی کنید.

میانگین متحرک نمایی (EMA)

میانگین متحرک نمایی (EMA) نسخه اصلاح شده از میانگین متحرک ساده (SMA) است. در این اندیکاتور قیمت‌های بسته شده‌ی اخیر، وزن بیشتری نسبت به قیمت‌های قدیمی‌تر دارند؛ به بیانی دیگر «میانگین متحرک‌نمایی» همان «میانگین وزنی متوسط قیمت» است که قیمت‌های اخیر، وزن بیشتری را در محاسبه دربرمی‌گیرند.

خط نارنجی SMA و خط آبی EMA را نشان میدهد.

به زبان ساده، میانگین متحرک نمایی از میانگین متحرک ساده سریع‌تر به تغییر قیمت واکنش نشان می‌دهد. از طرفی می‌دانیم، هر چه شما سریع‌تر روند بازار را تشخیص بدهید، می‌توانید سود بیشتری هم بدست بیاورید. اما نقطه ضعف میانگین متحرک نمایی این است که همانطور که سرعت آن در نمایش روند بالاست، می تواند به خطا نوسانات قیمتی را به صورت تغییر روند نمایش دهد. و این باعث می شود که کمتر قابل اتکا باشد.

میانگین متحرک نمایی برای افرادی که به صورت کوتاه‌مدت معامله می‌کنند گزینه‌ی بهتری است. خیلی از تریدرها از هر دو میانگین به صورت همزمان استفاده می‌کنند تا درک بهتری از روند بازار پیدا کنند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص دیگری که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاخص قدرت نسبی (RSI) است که زیرمجموعه‌ای از اسیلاتورها شناخته می‌شوند. برخلاف میانگین متحرک ساده که به سادگی تغییرات قیمت را در طول زمان دنبال می‌کند، اسیلاتورها فرمول‌های ریاضی را روی داده‌های قیمتی اعمال کرده و خروجی آن‌ها در محدوده‌هایی از پیش تعیین شده قرار می‌گیرد. در مورد RSI، این محدوده از ۰ تا ۱۰۰ است.

در این تصویر RSI در محدوده‌ی ۶۰ قرار دارد.

نحوه‌ی استفاده از RSI:

  • RSI زیر ۳۰ سیگنال خرید: عددهای زیر ۳۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد فروخته شده است. خیلی از تریدرها این نقطه را مناسب برای خرید می‌دانند. چون به اندازه ی کافی این ارز فروخته شده و به احتمال زیاد زمان اصلاح و صعودی شدن بازار است.
  • RSI بالای ۷۰ سیگنال فروش: عددهای بالای ۷۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز زیادی خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد. چون بسیاری از خریداران برای اینکه سود خود را گرفته اند دارایی‌هایشان را می‌فروشند.

شاخص Stochastic RSI

علاوه بر ابزارهای ابتدایی و ساده در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورهایی وجود دارند که برای تولید داده نیازمند چندین اندیکاتور دیگر هستند. برای مثال برای محاسبه اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic RSI)، یک فرمول ریاضی به RSI معمولی اضافه می‌شود و نتیجه آن با توجه به (RSI) و آن فرمول ریاضی محاسبه می‌شود.

در تصویر بالا شاخص Stoch RSI در زیر بازه ۲۰ قرار دارد و انتظار می‌رود که با اصلاح قیمتی به سمت بالا حرکت کتد.

نحوه‌ی استفاده Stoch RSI:

استوکستیک RSI، مانند RSI از شاخص‌های اسیلاتور است، که بین بازه ی ۰ تا ۱۰۰ در نوسان است.

  • اگر شاخص به زیر ۲۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از اندازه فروخته شده است و احتمال صعود قیمت وجود دارد.
  • اگر شاخص بالای ۸۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد.
  • از خط میانی ۵۰ میتوان برای تشخیص روند بازار استفاده کرد. بالای ۵۰ روند صعودی و پایین ۵۰ روند نزولی را می‌توان انتظار داشت.

باند بولینجر (Bollinger Bands)

شاخص باند بولینجر (Bollinger Bands) نوع دیگری از اسیلاتورها است که در بین تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ معامله‌گران محبوبیت بسیاری دارد. باند بولینجر برای پیش‌بینی وضعیت احتمالی بیش‌خرید (overbought) یا بیش‌فروش (oversold) و همچنین اندازه‌گیری نوسانات بازار استفاده می‌شود.

به زبان ساده این شاخص به ما می گوید که با بازاری ساکت سروکار داریم و یا بازاری پرنوسان و شلوغ:

  • زمانی که بازار آرام است، پهنای باند کوچک میشود.
  • زمانی که بازار پرنوسان است، پهنای باند بزرگ می شود.

همانطور که مشخص است، قیمت بعد از برخورد با باند بالایی به سمت خط میانی حرکت کرده است.

باند بولینجر از سه خط تشکیل شده است:

  • باند بالایی
  • خط میانی
  • باند پایینی

خط میانی همان خط میانگین متحرک ساده است. خطوط بالایی و پایینی، انحراف معیارهای حول خط میانی هستند. در اینجا قصد نداریم انحراف معیار یا فرمول‌های این شاخص را بازگو کنیم، بلکه نحوه‌ی استفاده از این شاخص را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه‌ی استفاده BB:

به طور کلی قیمت تمایل دارد که به سمت خط میانی حرکت کند. این تمام کاربرد و نکته ی مهم استفاده از شاخص بولینجر است.

  • اگر قیمت خیلی صعودی و به خط بالایی باند برسد، احتمال بازگشت و ریزش به سمت خط میانی وجود دارد.
  • اگر قیمت خیلی ریزشی و به خط پایینی نزدیک شود، احتمال بازگشت و صعود به سمت خط میانی وجود دارد.

به بیانی ساده‌تر، از باند بولینجر برای تشخیص خطوط مقاومت و حمایتی استفاده می‌شود.

شاخص مکدی (MACD)

مثال دیگر اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) است که به اختصار MACD نامیده می‌شود.

تمایز خط آبی از خط سیگنال به راحتی ممکن نیست، و سیگنال خیلی قوی به ما نمی‌دهد. اما خطوط بالای هیستوگرام قرار دارند.

به طور کلی مکدی با سه خط (سه مفهوم) نمایش داده می‌شود.

  • خط اول میانگین متحرک سریع‌تر را نشان می‌دهد. (خط آبی)
  • خط دوم میانگین متحرک کندتر را نشان می‌دهد. (خط قرمز- خط سیگنال)
  • خط سوم اختلاف بین خط اول و دوم را نمایش می‌دهد. (هیستوگرام-سفید)

تریدرها از این خطوط، سیگنال‌های خرید یا فروش را دریافت می‌کنند. چطور؟

نحوه‌ی استفاده MACD:

زمانی که خط اول (آبی)، خط سیگنال (قرمز) را قطع می‌کند، و به بالا یا پایین آن حرکت می‌کند، سیگنال خرید یا فروش استخراج می‌شود.

  • سیگنال خرید: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به بالای آن حرکت کند.
  • سیگنال فروش: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به پایین آن حرکت کند.

اما این سیگنال‌ها خیلی قوی نیستند، و در بسیاری از موارد با تغییر قیمت روند باز هم تغییر می‌کند.

خط میانی یا هیستوگرام ابزاری است برای تقویت سیگنال‌ها:

  • اگر سیگنال صعودی و در بالای خط میانی باشد، سیگنال خرید قوی‌تر است.
  • اگر سیگنال نزولی و در پایین خط میانی اتفاق بیفتد، سیگنال فروش قوی‌تر است.

در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که مک‌دی با اختلاف بالای خط میانی (هیستوگرام) است.

سیگنال‌های معاملاتی

به طور کلی اندیکاتو‌رها دید خوبی نسبت به روندهای کلی بازار به یک معامله‌گر می‌دهد، اما از آن‌ها می‌توان برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج (سیگنال خرید یا فروش) هم استفاده کرد؛ این سیگنال‌ها ممکن است در شرایط خاصی در نمودار یک اندیکاتور ایجاد شوند.

همانطور که قبلاً بحث شد، سیگنال‌های معاملاتی تولید شده از سوی تحلیل تکنیکال همیشه دقیق نیستند و همیشه باید درصدی را برای خطا (سیگنال‌های غلط) از جانب اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال در نظر گرفت. این امر کمی در بازار ارزهای دیجیتال نگران‌کننده است؛ چون در این بازار، دارایی‌ها حجم کمتری دارند و طبعا نوسانات بیشتری را نسبت به بازارهای سنتی تجربه می‌کنند.

نقدی مخالف بر تحلیل تکنیکال

گرچه امروزه تحلیل تکنیکال به طور گسترده در بازارهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد اما از نظر بسیاری از متخصصان، تحلیل تکنیکال روشی بحث‌برانگیز و غیر‌قابل اعتماد است. به عبارتی گفته می شود که چون افراد زیادی به آن فکر می‌کنند، وقایع رخ می‌دهد. منتقدان معتقدند در شرایط بازارهای مالی اگر تعداد زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران به انواع یکسانی از شاخص‌ها مانند خطوط حمایت و مقاومت اعتماد کنند، احتمال عملکرد صحیح این شاخص‌ها افزایش می‌یابد.

از طرف دیگر بسیاری از طرفداران تحلیل تکنیکال معتقدند که هر تحلیل‌گر با روش خاص خود و با استفاده از اندیکاتورهای مختلف و زیاد، نمودارها را تجزیه و تحلیل می‌کند. این بدان معناست که عملا استفاده از یک استراتژی خاص و یکسان برای تعداد زیادی از معامله‌گران غیرممکن است.

تحلیل بنیادین در مقابل تحلیل تکنیکال

پیش‌فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌های حال حاضر در بازار تمام عوامل بنیادی مربوط به یک دارایی خاص را منعکس می‌کند. بر خلاف رویکرد تحلیل تکنیکال که عمدتا بر داده‌های قیمتی و تاریخچه قیمتی و حجم (نمودارهای بازار) متمرکز است، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال به تحقیق گسترده پیرامون عوامل کیفی پروژه اصرار دارد.

در تحلیل بنیادین، دیدگاه این است که عملکرد آینده یک دارایی به چیزهایی بیش از داده‌های تاریخی وابسته است؛ اساساً تحلیل بنیادین روشی است که برای برآورد ارزش ذاتی یک شرکت، یک تجارت یا یک دارایی استفاده می‌شود. در این تحلیل طیف گسترده‌ای از شرایط خرد و کلان اقتصادی مانند مدیریت و شهرت شرکت، رقابت در بازار و نرخ رشد و سلامت صنعت در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین، ممکن است این‌گونه در نظر بگیریم که برخلاف تحلیل تکنیکال که عمدتا به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی عملکرد قیمت و رفتار بازار استفاده می‌شود، تحلیل بنیادین با در نظر گرفتن زمینه و پتانسیل‌های موجود در یک دارایی، می‌تواند برای یک تحلیل‌گر مشخص کند که آیا یک دارایی بیش از حد ارزش‌گذاری شده یا خیر. درحالی که بیشتر معامله‌گران کوتاه مدت ترجیح می‌دهند از تحلیل تکنیکال استفاده کنند، ترجیح مدیران صندوق‌ها و سرمایه‌گذاران بلند مدت، تحلیل بنیادین است.

یک مزیت مهم در تحلیل تکنیکال این است که به داده‌های کمی متکی است. بنابراین چارچوبی بی‌طرفانه برای تحقیق عینی از تاریخچه قیمتی فراهم می‌کند و برخی حدس و گمان‌ها که با رویکرد کیفی‌ در تحلیل بنیادین ارائه می‌شود را از بین می‌برد.

با این حال تحلیل تکنیکال علی‌رغم سروکار داشتن با داده‌های تجربی کماکان تحت تأثیر تعصبات و طرفداری‌‌های شخصی است. به عنوان مثال یک معامله‌گر که به شدت یک ارز را پیش داوری کرده، طوری از ابزارهای تحلیل تکنیکال بهره ببرد و اطلاعات را ناخودآگاه دستکاری کند که نهایتا آن گونه که دوست دارد تصمیم بگیرد. در بسیاری از موارد این اتفاق بدون آگاهی آنها رخ می‌دهد. علاوه بر این در دوره‌هایی که بازارها الگو یا روند مشخصی ندارند، تحلیل تکنیکال ممکن است شکست بخورد.

سخن آخر

جدا از نقد و بحث‌های طولانی درباره اینکه کدام روش تحلیل بهتر است، به نظر ترکیبی از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادین توسط بسیاری از افراد مورد پذیرش است. درحالی که تحلیل بنیادین بیشتر به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت مربوط می‌شود، تحلیل تکنیکال ممکن است اطلاعات روشنی در مورد شرایط بازار در روند کوتاه‌مدت فراهم کند. احتمالا این اطلاعات، برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفیدتر است.

خط روند(Trend line) چیست؟

خط روند(Trend line) چیست؟: خط روند یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال برای شناسایی حمایت و مقاومت است.

اما سوال اصلی این است که چگونه خط روند را رسم کنیم؟ در این مقاله بررسی میکنیم که خط روند چیست و چگونه باید آن را رسم کرد.

همچنین در مورد نحوه استفاده از خطوط روند برای تشخیص کف و سقف بازار نیز صحبت میکنیم.

برای دانلود دوره صفر تا صد فارکس کلیک کنید.

خط روند چیست؟

خطوط روند سطوحی هستند که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار میگیرند و میتوان آنها را در امتداد روند رسم کرد تا حمایت و مقاومت را نشان داد.

خطوط روند را میتوانید همان حمایت و مقاومت اریب در نظر بگیرید.

این خطوط میتوانند به ما در پیدا کردن نواحی بالقوه مازاد عرضه و تقاضا کمک کنند که مازادعرضه باعث نزولی شدن بازار میشود و مازاد تقاضا به بازار صعودی منتج میشود.

حال یک مثال از خط روند بر روی روند صعودی را بررسی میکنیم:

1 1024x760 - خط روند(Trend line) چیست؟

دقت کنید که در چارت بالا که چارت روزانه پوند/دلارآمریکا است، بازار چندین مرتبه به خط روند حمایتی برخورد کرده است.

این خط روند به عنوان یک ناحیه حمایتی عمل میکند که معامله گران میتوانند در اینجا به دنبال فرصت خرید باشند.

حال مثالی از خط روند بر روی روند نزولی را بررسی میکنیم:

2 - خط روند(Trend line) چیست؟

در اینجا همانند شکل قبل میبینیم که روند نزولی در چارت دلاراسترالیا/دلارنیوزلند، چندین مرتبه به خط روند برخورد کرده است.

تفاوت در این است که اینجا خط روند نزولی است که به عنوان مقاومت عمل میکنند. بدین ترتیب معامله گران میتوانند در این ناحیه مقاومتی به دنبال فرصت فروش باشند.

چگونه خط روند رسم کنیم؟

حال که متوجه شدیم خط روند چیست به نحوه رسم آن میپردازیم.

برای رسم خط روند حداقل به دو نقطه نیاز داریم که بتوانیم یک خط رسم کنیم.

به محض اینکه دومین سوئینگ های و لو شکل گرفتند میتوانیم خط روند خود را رسم کنیم.

در شکل زیر دو سوئینگ لو را به هم وصل میکنیم.

3 - خط روند(Trend line) چیست؟

دقت کنید که در چارت بالا دو نقطه اصلی داریم که میتوانیم به وسیله آنها خط روند خود را رسم کنیم.

وقتی این خط را رسم کردیم، میتوانیم به دنبال پرایس اکشن صعودی بگردیم تا بتوانیم بخریم. همانطور که میبینید چند هفته بعد یک پین بار صعودی در خط روند حمایتی شکل گرفت.

4 - خط روند(Trend line) چیست؟

پین بار صعودی در شکل بالا به معامله گران سیگنال میدهد که خط روند احتمالا حفظ شود. این سیگنال به معامله گران فرصت خرید داد.

۳ نکته کلیدی برای رسم صحیح خطوط روند:

برای رسم صحیح خطوط روند باید حتما به سه نکته کلیدی توجه کنیم.

۱٫هر چه تایم فریم بالاتر باشد، اعتبار خطوط روند بیشترخواهد بود. پس از تایم فریم ها بالاتر شروع کنید.

۲٫ممکن است در رسم خطوط روند، سایه های بالایی و پایینی شمع ها از خط روند عبور کنند.

این حالت ایرادی ندارد. اما مسئله مهم این است که بدون اینکه بدنه شمع ها از خط روند بگذرد، بیشترین برخورد به خط روند را داشته باشیم.

۳٫هیچوقت سعی نکنید خط روند را به زور و در هر جایی رسم کنید. اگر خط روند با روند شکل گرفته سازگاری ندارد پس رسم نکنید چون در اینصورت اعتبار نخواهد داشت.

حال این سه مورد را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم.

برای رسم خطوط روند از تایم فریم های بالاتر استفاده کنید.

معمولا برای هر کاری در بازار فارکس از تایم فریم روزانه شروع میکنیم.

پس برای خطوط روند هم از همین تایم فریم استفاده میکنیم. پس بهتر است از تایم فریم روزانه برای ترسیم خط روند استفاده کنیم زیرا در چنین حالتی زمان کافی برای اعتبار خط روند را داریم.

این امر به یک قانون مهم در خط روند اشاره دارد و آن این است که هر چه روند برای مدت زمان بیشتری برقرار باشد، آنگاه اعتبار آن بیشتر است.

برای مثال خط روندی که برای دو سال نگه داشته شده است اعتبار بیشتری از خط روند دو هفته ای دارد.

در اینجا یک مثال از خط روند در تایم فریم روزانه را بررسی میکنیم.

5 - خط روند(Trend line) چیست؟

خط روند(Trend line) چیست؟

در بالا چارت روزانه پوند/فرانک را داریم. همانطور که میبینید بعد از اینکه دومین سوئینگ لو شکل گرفته است، خط روند را رسم کرده ایم.

این یک مثال عالی است که فرصت خرید در خط حمایت را نشان میدهد. تایم فریم دیگری که میتوانیم برای رسم خط روند استفاده کنیم، تایم فریم هفتگی است.

این تایم فریم برای پیدا کردن اهداف بالقوه در روند صعودی و نزولی روی تایم فریم روزانه عالی هست.

در شکل زیر بر روی چارت دلارکانادا/فرانک نشان میدهیم که چگونه میتوان از تایم فریم هفتگی برای شناسایی اهداف بالقوه استفاده کرد.

6 - خط روند(Trend line) چیست؟

چارت بالا خط روند هفتگی را نشان میدهد که به ما در پیدا کردن نقاط بالقوه کمک بسزایی میکند.

در این لحظه، در تایم فریم روزانه روند صعودی داریم، تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ پس این روند هفتگی به ما در پیدا کردن سود بالقوه کمک میکند.

خطوط روند و همپوشانی

یکی از سوالاتی که در رسم خط روند مطرح میشود این است که آیا خط روند را باید بر اساس قیمت پایانی و باز رسم کرد یا بر اساس سایه های بالایی و پایینی؟ جواب این سوال به خط روند بستگی دارد.

پیدا کردن خط روندی که دقیقا روی قیمت پایانی و باز و یا دقیقا روی سایه های بالا و پایین قرار بگیرد کمی سخت است.

حال مثالی را بررسی میکنیم.

7 - خط روند(Trend line) چیست؟

همانطور که در شکل میبینید، خط روند دقیقا روی سایه بالایی و یا قیمت پایانی و باز قرار نگرفته است.

این بدین معنی نیست که خط روند معتبر نیست. چیزی که اینجا اهمیت دارد این است که قیمتها در این چارت هفتگی در بالای خط روند بسته نشده اند.

مهمترین نکته در رسم خط روند این است که بیشترین برخورد را داشته باشیم و اینکه خط روند از وسط شمع نگذرد.

اگر خط روند از وسط بدنه شمع بگذرد، آنگاه خط روند معتبر نیست.

هیچوقت خط روند را به زور رسم نکنید

این احتمالا رایج ترین اشتباهی است که معامله گران در هنگام رسم خط روند انجام میدهند.

این حالت زمانی رخ میدهد که معامله گر خود را قانع کرده که سطح حمایت یا مقاومت حتما باید وجود داشته باشد. یعنی معامله گر سعی میکند به زور سطحی را بر روی پرایس اکشن مشخص کند.

از این نکته به مهمترین بخش در رسم خط روند یا سطوح حمایت و مقاومت میرسیم. و آن این است که بهترین خط روند خطی است که کاملا واضح باشد.

پس اگر خط روند روی چارت قرار نمیگیرد پس بهتر است که آن را رسم نکنیم.

چگونه از خطوط روند برای شناسایی نقاط برگشت بالقوه استفاده کنیم؟

حال به بررسی روشی میپردازیم که در آن از خط روند برای تعیین قدرت روند استفاده میشود.

همچنین از این روش میتوان برای پیدا کردن نقاط برگشت بالقوه نیز استفاده کرد.

تا اینجا متوجه شدید که از خط روند میتوان برای پیدا کردن فرصت خرید و فروش استفاده کرد.

اما این حالت تا زمانی صدق میکند که بازار به خط روند به عنوان حمایت یا مقاومت احترام بگذارد.

حالا وقتی که بازار دیگر به این سطوح احترام نمیگذارد چه اتفاقی می افتد؟ در چنین حالتی نقطه چرخش خواهیم داشت.

در شکل زیر بازار خط روند حمایتی را شکسته و بعد این سطح حمایتی تبدیل به مقاومت شده است.

8 - خط روند(Trend line) چیست؟

در بالا چارت روزانه پوند/فرانک را داریم. همانطور که میبینید بازار برای یک دوره زمانی به خط روند احترام گذاشته است.

با این وجود، وقتی بازار خط روند حمایتی را شکسته است، بعد از آن سریعا این خط حمایتی را به عنوان خط مقاومتی تست کرده است.

این تست مجدد خط مقاومتی، یک فرصت فروش است که به سود چشمگیری منجر شده است.

برای اینکه بتوانیم از خط روند بدین صورت استفاده کنیم، باید یک خط روند واضح داشته باشیم که حداقل ۳ مرتبه برخورد داشته باشد.

هر چه خط روند واضح تر باشد، استراتژی عملکرد بهتری خواهد داشت. همچنین میتوانید از این استراتژی برای شناسایی برگشت صعودی نیز استفاده کنید.

9 - خط روند(Trend line) چیست؟

خط روند(Trend line) چیست؟

همانطور که میبینید کمی بعد از اینکه خط روند مقاومت شکسته شده، بازار برگشته است تا این خط را به عنوان حمایت تست کند و در همینجا یک پین بار صعودی شکل گرفته است.

این به معامله گران پرایس اکشن یک فرصت خرید نشان داده است و بعد بازار ۸۰۰ پیپ افزایش داشته است.

این روش فوق العاده ای برای استفاده از روند جهت تشخیص نقاط برگشت بالقوه در بازار است.

خطوط روند در تحلیل تکنیکال

خطوط روند در تحلیل تکنیکال

برای آشنایی با مفهوم خطوط روند این مقاله از مقالات آموزش فارکس را مطالعه کنید. احتمالاً رایج ترین شکل از تحلیل تکنیکال در معاملات فارکس خطوط روند هستند.

علاوه بر این احتمالاً یکی از کم استفاده ترین ها نیز هستند. (اکثر تریدرهای مبتدی خلاف روند ترید می کنند)

خطوط روند در صورت رسم صحیح ، می توانند به دقت و درستی هر روش دیگری باشند.

متأسفانه ، بیشتر معامله گران فارکس آنها را به درستی ترسیم نمی کنند یا سعی می کنند خط را طوری بکشند که منطبق بر بازار شود. در صورتیکه جریان باید عکس این باشد.

مثالی از خطوط روند

در ابتدایی ترین شکل خود ، یک خط روند صعودی در امتداد کف نواحی حمایتی (دره ها) واضح و آشکار ترسیم می شود.

چنین خط روندی، خط روند صعودی نامیده می شود.

در روند نزولی ، خط روند در امتداد سقف مناطق مقاومتی (قله ها) ترسیم می شود که براحتی قابل شناسایی هستند.

چنین خط روندی، خط روند نزولی شناخته می شود.

چگونه باید خطوط روند را ترسیم کرد؟

برای ترسیم صحیح خطوط روند در فارکس ، تنها کاری که باید انجام داد این است که دو سقف یا دو کف اصلی را پیدا کرده و آنها را به هم متصل کرد.

بله ، خیلی ساده است. سعی کنید خود را از پیچیدگی های بی مورد خلاص کنید.

در اینجا خطوط روند واقعی ارائه می شوند! به این امواج نگاه کنید!

مثال های از خطوط روند صعودی، نزولی و ساید

انواع روند ها

سه نوع روند وجود دارد:

  1. روند صعودی (کف های بالاتر)
  2. روند نزولی (سقف های پایین تر)
  3. روند ساید (رنج)

در اینجا چند نکته مهم که هنگام استفاده از خطوط روند در فارکس باید بخاطر داشت ارائه شده است:

  • برای ترسیم یک خط روند معتبر حداقل به دو سقف یا دو کف لازم است اما برای تأیید خط روند به سه مورد نیاز است.
  • هرچه خط روند را تیز تر ترسیم کنید ، اعتبار آن کمتر و احتمال شکستن آن بیشتر است.
  • همچون سطوح حمایت و مقاومت تحلیل روند چیست و انواع آن کدام است؟ افقی ، خطوط روند هرچه بیشتر لمس و تست شوند ، قویتر می شوند.

و مهمتر از همه ، هرگز با خوراندن و منطبق کردن خطوط روند به بازار آنها را ترسیم نکنید. اگر آنها متناسب نباشند ، خط روند معتبر نیست!

خط روند ساید یا بدون روند

بالاتر گفتیم که غیر از روند صعودی و روند نزولی روند سومی نیز وجود دارد که به آن روند ساید می گوییم. مهم نیست که چه اسمی بر روی آن بگذاریم، مهم آن است که مفهوم آن را بدانیم.

روند ساید یا بازار بدون روند زمانی اتفاق می افتد که بازار از ساختن سقف های بالاتر و یا کف های پایین تر عاجز است.

به این بازار رنج نیز گفته می شود.

در درس های آینده به شما خواهیم گفت که چگونه بر اساس خطوط روند معامله کنید.

خط روند چیست؟ انواع خط روند در تحلیل تکنیکال

خط روند رایج ترین شکل تحلیل تکنیکال در فارکس است . خط روند به ما کمک می کند تا روند بازار که صعودی یا نزولی است را پیدا کنیم ولی نکته بسیار مهم روش صحیح رسم آن است .

روش رسم خط روند

برای رسم خط روند باید حداقل 3 نقطه سقف یا 3 نقطه کف را در نظر بگیرید و آن ها را با استفاده از ابزار trend lines به هم متصل کنید . اگر قیمت در آینده یک الی دو بار از آن رد شد و به خط روند شما توجهی نکرد ممکن است خط روند را اشتباه رسم کرده باشید خط روند اعتبار زیادی دارد ولی هرچه تایم فریم بالا تری انتخاب کنید اعتبار آن بیشتر می شود و در معاملات با خیال راحت تری می توان از آن استفاده کرد .

انواع خط روند کدام است؟

انواع خط روند کدام است؟

از خط روند برای پیدا کردن روند استفاده می شود و چند نوع روند خنثی یا رنج ، روند صعودی و روند نزولی داریم پس می توان گفت سه نوع خط روند وجود دارد.

خط روند صعودی

برای رسم خط روند صعودی باید سه کف قیمتی را مانند تصویر بالا پیدا کنید و آن ها را به هم متصل کنید سپس می توانید در کف های قیمتی اقدام به خرید کنید.

خط روند نزولی

برای رسم خط روند نزولی باید سه سقف قیمتی را مانند تصویر بالا پیدا کنید و آن ها را به هم متصل کنید سپس می توانید در سقف های قیمتی بعدی اقدام به فروش کنید.

روند خنثی یا رنج

روند خنثی یا رنج

ممکن است روند ما صعودی یا نزولی نباشید یعنی سقف های بالا تر یا کف های پایین تر ایجاد نکند در نتیجه می توانیم بگوییم روند ما رنج را خنثی است . اگر روند ما خنثی یا رنج بود می توانیم در کف ها خرید و در سقف ها فروش انجام دهیم تا زمانی که یکی از سقف ها یا کف ها شکسته شده و روند صعودی یا نزولی شود .

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا