توصیه هایی برای معامله گران تازه کا

نظریۀ داو

تحلیل تکنیکال از کجا شروع شد؟ مروری بر تئوری داو

در عصر حاضر تحلیلگران با استفاده از ابزارهای متنوعی مانند نمودارها، گراف‌ها و… قادرند تا به درک مناسبی از وضعیت و آینده بازار دست پیدا کنند. با این وجود روند تفکر و تصمیم‌گیری هر تحلیلگر بر اساس نظریه‌های متفاوتی است که طی سالیان طولانی شکل‌گرفته است. با این وجود با نگاهی کوتاه به تاریخچه تحلیل تکنیکال می‌توان دریافت که پایه و اساس چنین تحلیل‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی در سهام، همه به چارلز داو و نوشته‌های او بازمی‌گردد.

سرفصل‌های این آموزش

تاریخچه مختصری بر نظریه داو

چارلز داو بنیان‌گذار شرکت داو جونز و همچنین اولین ویراستار وال‌استریت ژورنال، نخستین فردی بود که از این نظریه صحبت کرد و به همین دلیل نامش بر روی تئوری داو به یادگار انتخاب شد. این نظریه بر اساس مقاله‌های بسیاری که او بین سال‌های ۱۹۰۰-۱۹۰۲ بر آن‌ها کارکرده بود، شکل گرفت. پس از مرگ چارلز داو، ویلیام همیلتون (William Hamilton) تحقیقات او را ادامه داد. در نهایت سال ۱۹۳۲، رابرت رئا (Robert Rhea) مجموع نوشته‌های این دو نفر را به عنوان تئوری داو منتشر کرد.

تئوری داو چیست؟

نظریه داو (Dow Theory) توضیح می‌دهد که چگونه سرمایه‌گذاران، به کمک بازار بورس می‌توانند از سلامت فضای کسب‌وکار اطمینان حاصل کنند. تئوری داو اولین نظریه‌ای بود که از حرکت بازار در روندها صحبت می‌کرد. در حالی که طی این سال‌ها تغییرات زیادی در بازارهای سهام رخ داده است، اما کماکان می‌توان به اصول اصلی تئوری داو تکیه کرد.

شش اصل تئوری داو:

۱- بازار خلاصه همه رویدادها است

۲- بازار دارای سه روند است

۳- روندها دارای سه فاز هستند

۴- شاخص‌ها یکدیگر را تائید می‌کنند

۵- حجم معاملات روند را تصدیق می‌کند

۶- روندها تا زمانی که اخطارهای قطعی بازگشت را دریافت نکنند به حرکت خود ادامه می‌دهند

۱- بازار خلاصه همه رویدادها است

این اصل معتقد است که تمامی اطلاعات موجود در بازار، در قیمت فعلی سهام و شاخص‌ها منعکس‌شده است. این اطلاعات شامل کلیه داده‌ها مانند اعلان سود شرکت‌ها، افزایش (یا کاهش) تورم یا حتی احساسات سرمایه‌گذاران است.

در نتیجه بهتر است به جای بررسی گزارش سود یا ترازنامه شرکت‌ها، تحرکات قیمتی را تجزیه‌وتحلیل کرد.

۲- بازار دارای سه روند است

تئوری داو، اولین نظریه‌ای بود که حرکت بازار در روندها را مطرح کرد. این روندها عبارت‌اند از

  • روند اولیه، روند اصلی بازار است. این روند نشان‌دهنده نحوه حرکت بازار در بلندمدت است. یک‌روند اولیه می‌تواند سال‌ها طول بکشد.
  • روندهای ثانویه به صورت اصلاح یک‌روند اولیه در نظر گرفته می‌شوند. روند ثانویه مانند حرکتی مخالف با روند اصلی است. به عنوان مثال، اگر روند اولیه صعودی باشد (بازار گاوی)، روند ثانویه نزولی (بازار خرسی) است. این روندها ممکن است بین چند هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.
  • روندهای جزئی که نوسانات حرکت بازارند و به صورت روزانه اتفاق می‌افتند. این روندها کمتر از سه هفته طول می‌کشند و در جبهه مخالف حرکات روند ثانویه‌اند.

۳- روندها دارای سه فاز هستند

این تئوری اشاره می‌کند که سه فاز برای هر روند اصلی وجود دارد: فاز انباشت، فاز مشارکت عمومی و فاز وحشت.

در ادامه به توضیح هر فاز می‌پردازیم:

  • فاز انباشت: آغاز روند اولیه صعودی (یا نزولی) در بازار گاوی (یا خرسی) به عنوان فاز انباشت شناخته می‌شود. در اینجا، معامله گران برای خرید (یا فروش) سهام برخلاف عقیده رایج بازار، وارد بازار می‌شوند.
  • فاز مشارکت عمومی: در فاز مشارکت عمومی، با بهبود شرایط کسب‌وکار و نظریۀ داو آشکار شدن احساسات مثبت، سرمایه‌گذاران بیشتری وارد بازار می‌شوند. این امر منجر به مشاهده قیمت‌های بیشتر (یا کمتر) در بازار می‌شود.
  • فاز وحشت: این فاز با خرید بیش‌ازحد سرمایه‌گذاران نمایان می‌شود و این مسئله می‌تواند منجر به ایجاد حدس و گمان‌های بزرگی شود. در این مرحله، حالت ایده‌آل برای سرمایه‌گذاران این است که سود خود را برداشته و از بازار خارج شوند.

۴- شاخص‌ها یکدیگر را تائید می‌کنند

نمی‌توان روند در بازار را تنها با یک شاخص تائید کرد. همه شاخص‌ها باید در تائید یک موضوع هم‌نظر باشند. بنابراین اگر یک شاخص نشان از روند صعودی (یا نزولی) می‌دهد، شاخص‌های دیگر هم باید چنین نشانی را از خود بروز دهند.

۵- حجم معاملات روند را تصدیق می‌کند

روند در بازار باید با حجم معاملات حمایت شود. به عنوان مثال، در یک‌روند صعودی ، حجم با افزایش قیمت افزایش و با کاهش قیمت، کاهش می‌یابد. و در یک‌روند نزولی، حجم با کاهش قیمت افزایش می‌یابد و با افزایش قیمت کاهش می‌یابد.

۶- روندها تا زمان دریافت اخطار بازگشت، به حرکت خود ادامه می‌دهند

تئوری داو معتقد است که روند بازار علی‌رغم هر اتفاقی در بازار، به حرکت خود ادامه می‌دهد. به این معنا که در طی یک‌ روند صعودی ممکن است روند به صورت موقت کمی تغییر کند اما بازار کماکان به حرکت خود در جهت صعودی ادامه می‌دهد. علاوه بر این، وضعیت موجود تا زمانی که یک برگشت واضح در بازار رخ ندهد، باقی می‌ماند.

سخن پایانی

با اینکه از معرفی تئوری داو نزدیک به صدسال می‌گذرد، اما کماکان در بازار معاملات امروزی مطرح بوده و از آن استفاده می‌شود. در واقع معامله گران با درک تئوری داو، می‌توانند روندهای بازار را شناسایی و از این موقعیت‌ها به نفع خود بهره ببرند.

داو جونز شاخص

داو جونْز، شاخص (Dow Jones Index)
تعیین شاخص های روزانه و هفتگی قیمت های منتخبی از سهام و اوراق قرضه. مؤسسه داوجونز و شرکاء در نیویورک، شاخص ها را محاسبه و در روزنامۀ اصلی خود، وال استریت ژورنال، منتشر می کند. سرمایه گذاران و اقتصاددانان، با ملاحظه و بررسی شاخص های داوجونز عملکرد بخش هایی از بازار بورس و یا همۀ بازار بورس و اقتصاد کشور را کنترل می کنند. بالا و پایین رفتن شاخص ها، بر تصمیم سرمایه گذاران مبنی بر زمان و چگونگی خرید و فروش اوراق بهادار مؤثر است و همچنین، می تواند در اتخاذ تدابیر ملّی اقتصادی تأثیرگذار باشد. سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی به هفت شاخص از شاخص های داوجونز بیشتر توجه دارند. از این شاخص ها، سه شاخص به میانگین های روزانۀ قیمت هر سهم از سهام برگزیده، در سه بخش کلان اقتصادی در صنعت، حمل و نقل و خدمات همگانی (مثل برق ـ تلفن) ارتباط دارد. شاخص چهارم، ترکیبی از شاخص های سه بخش اقتصادی است. در ۱۸۸۲، دو روزنامه نگار با نام های چارلز هنری داو و ادوارد جونز به اتفاق چارلز برگْسترِ سر شرکت داوجونز را بنیاد نهادند. میانگین صنعتی داوجونز، که داو نیز نامیده می شود، مهم ترین شاخصۀ عملکرد بازار بورس امریکا است. این شاخصه، میانگینی از ارزش سهام ۳۰ شرکت بسیار بزرگ و عمدتاً صنعتی ایالات متحد است. گزارش یک واحد تغییر در بهای هر سهم در رسانه های خبری امریکا، عملاً اشاره به عملکرد داو دارد. اقتصاددانان نیز عملکرد درازمدت میانگین صنعتی داوجونز را زیر نظر دارند و در مورد بازار بورس بر اساس نظریۀ داو قضاوت می کنند. براساس نظریۀ داو، میانگین صنعتی داوجونز و میانگین بخش اقتصادی حمل ونقل برای تثبیت روند عملکرد گسترده تر بازار بورس باید با یکدیگر هماهنگ باشند. ارزش شاخص صنعتی داو برای اندازه گیری عملکرد عمومی بازار بورس محدود است؛ زیرا این شاخص، در اصل چیزی جز عملکرد چند شرکت بسیار بزرگ جهانی نیست و برای ارزیابی سهام شرکت های خارج از بخش صنعت و یا شرکت های کوچک تر کاربرد زیادی ندارد. انتخاب سهام مندرج در فهرست میانگین صنعتی داوجونز، بر عهدۀ سردبیران روزنامۀ وال استریت جورنال است. اقتصاددانان این سهام را سهام پر سود می نامند. شرکت داوجونز در ۱۹۹۹، برای چندمین بار در فهرست میانگین صنعتی داوجونز تجدیدنظر کرد و ازجمله تعدادی شرکت جدید چون اینتل و مایکروسافت را به آن افزود.

آموزش تئوری داو (Dow Theory) نسخه کامل

در سال 1882 میلادی شخصی بنام چارلز داو به همراه شریک خودش ادوارد جونز اقدام به تاسیس کمپانی داو کرد.

چارلز داو نظریاتش را بصورت سلسله مقالاتی در مجله وال استریت منتشر میکرد که در نهایت مجموع مقالات او در قالب نظریه داو یا تئوری داو پایه و اساس تحلیل تکنیکال را شکل داد.

این جلسه آموزشی از سلسله جلسات آموزش فارکس متوسطه است درصورتی که تمایل دارید تمامی جلسات آموزشی را مشاهده کنید از لینک رو برو استفاده کنید تا به لیست کامل این دوره آموزش فارکس دسترسی پیدا کنید.

تئوری داو در واقع یک سری مفاهیم است که چهارچوب اصلی تحلیل تکنیکال را تشریح میکند. اصول این تئوری از نوشته های چارلز داو در خصوص بازار های مالی گرفته شده است چارلز داو موسس و ویراشگر نشریه وال استریت ژورنال بود و یکی از بنیانگذاران کمپانی داو جونز Dow Jones & Company میباشد.

چارلز داو به عنوان بخشی از داوجونز کمک کرد که اولین شاخص سهام بورس با نام Dow Jones در شاخه حمل و نقل ایجاد شود.

چارلز داو به هیچ عنوان تئوری خود را بصورت مکتوب و پیوسته در نیاورد و به هیچ عنوان از آن بعنوان تئوری یاد نکرد اما بسیاری از افراد تواتستند از ایده های او الگو برداری کرده و استفاده کنند. بعدها شخصی بنام ویلیام همیلتون که یکی از نویسندگان نشریه وال استریت ژورنال بود مقالات چارلز داو را در کنار هم قرار داد و چیزی را به وجود آورد که امروزه با نام تئوری داو Dow Theory شناخته میشود.

در این آموزش با تمام زیر و بم این تئوری را بیان میکنیم و بررسی میکنیم و البته در همین ابتدا به این مورد اشاره کنیم که این تئوری نیز مانند هر فرضیه یا نظریه دیگری به هیچ وجه کامل نیست و خالی از خطا نخواهد بود و تمامی بخشهای آن قابل تفسیر به شکل ها و شمایل متفاوت میباشد.

کلیت تئوری داو Dow Theory

بروکر آلپاری محبوبترین بروکر در ایرانیان

اصول اولیه ارائه شده از طرف چارلز داو بسیار نزدیک و هم سو با نظریه دیگری با نام بازار موثر است . چارلز داو باور داشت که بازار همیشه واقعیت را کمرنگ میکند و تمامی اطلاعاتی که ما داریم قبلا اثر خود را برروی قیمت گذاشته است.

تصور کنید انتظار بر این باشد که یک کمپانی گزارشی از در آمد خود را بصورت خوب و مثبت ارائه کند.همین موضوع قبل از اینکه اتفاق بیافتد اثر خود را بر روی بازار خواهد گذاشت پس در اینگونه شرایط درخواست و تقاضا برای سهام آن شرکت قبل از انتشار اطلاعات و گزارش بالا میرود پس طبیعی است اگر بعد از بیرون آمد گزارش مورد انتظار قیمت تغییرات چندانی نخواهد داشت. البته این موضوع عمومیت ندارد ولی تغریبا در اکثر مواقع صادق است.

یکی از بزرگترین اکشتفات داو که در تئوری داو توضیح داده شده است این است که او کشف کرد که در برخی از مواقع قیمت در سها یک شرکت یا در بورس بعد از اینکه خبر مورد انتظار منتشر میشود هرچند یک خبر خوب بوده است بازهم قیمت کاهش پیدا میکند کشف داو این بود که قیمت قبلا اثر خود را از انتظار خبر گرفته است اما با انتشار رقم صحیح بازار متوجه شده است که قیمت به میزانی که رشد کرده است نباید رشد میداشت پس خود را اصلاح کرده است.

این قوانین از نظر بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران مخصوصا آنهایی که بصورت حرفه ای از تحلیل تکنیکال برای تجزیه و تحلیل بازار فارکس استفاده میکنند کاملا تایید شده است اما نظر مخالفی نیز وجود دارد چرا که از طرفی کسانی هستند که از تحلیل بنیادین یا همان تحلیل فاندامنتال استفاده میکنند موافق نیستند چرا که آنها معتقد هستند که ارزش و قیمت حاکم بر بازار بر روی قیمت یک سهام تاثیری نمیگذارد.

اصول اولیه نظریه داو یا همان تئوری داو Dow Theory

در نظریه داو اصولی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میکنیم :

  1. قیمتها تنها چیزهایی هستند که به آن نیازمند هستیم.
  2. در بازار سه نوع روند وجود دارد.
  3. در روندهای بزرگ ما سه مرحله داریم.
  4. در تحلیل شاخص ها باید شاخص ها یکدیگر را تایید کنند.
  5. روند بازار را حجم معاملات تصدیق میکنند.
  6. روند ها در بازار فارکس تا وقتی که اخطار قطعی دال بر بازگشت را دریافت نکنند به مسیر خود ادامه خواهند داد.

در این پست در خصوص هرکدام از این موارد بصورت مفصل سخن خواهیم گفت.

1: قیمت تنها چیزی است که بازار بر روی آن اثر میگذارد.

این واقعیت که همیشه هر نوع گزارش یا خبر یا اطلاعیه و هر آنچه میتواند بر بازار تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد تنها و تنها بر روی قیمت خود را نمایش میدهد را هرگز فراموش نکنید.و به دنبال مسائل پیچیده نباشید قیمتها با شما صحبت میکنند

2: در بازار تنها 3 نوع روند داریم این سه روند عبارتند از روند صعودی و روند نزولی و روند خنثی که در بخش روندها به آن میپردازیم.

3 : هر روند بزرگی از سه مرحله تشکل شده است که در ادامه به شما توضیح خواهیم داد.

تئوری داو می‌گوید که سه روند مختلف در بازار وجود دارد:

  • روند اصلی یا روند اولیه: روند اصلی بین چندماه تا چندین سال باقی خواهد ماند و حرکت اصلی و بزرگ بازار را مشخص می‌کند.
  • روند ثانویه روند اصلاحی بزرگ: روند ثانویه بین چند هفته تا چندین ماه باقی می‌ماند.
  • روند سوم روند اصلاحی کوچک : این روندها در کمتر از یک هفته و یا ده روز میل به از بین رفتند دارند. در برخی موارد این روند‌ها در طی چند ساعت یا یک روز نیز از بین می‌روند.

به عبارتی روندهای موجود در بازار را میتوان به زبان ساده تر به سه دسته تقسیم کرد.

هرکدام از این روندها میتوانند در کنار دیگری قرار بگیرند بعنوان مثال ممکن است در روند بلند مدت بازار در یک روند صعودی باشد و همزمان در روند میان مدت در یک روند رنج یا خنثی قرار داشته باشد که یک اصلاح بزرگ میباشد و در عین حال در فاز کوتاه مدت در یک روند صعودی یا نزولی اصلاحی کوچک باشد.

آنچه باید به آن توجه خاص داشته باشیم و اهمیت دهیم این است که ما در چه نوع سیستم معاملاتی اقدام به تحلیل کرده ایم؟

اگر استراتژی ما یک استراتژی کوتاه مدت است یقینا توجه به روند میان مدت و کوتاه مدت برای ما مفید است و اگر استراتژی ما در یک روند میان مدت است توجه به روند بلند مدت بسیار اهمیت خواهد داشت.

در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد که چطور با توجه به روندها میتوانیم معاملات مطمئن تر و با ریسک کمتری داشته باشیم اما در این بخش در همین حد بدانید که یک تحلیل گر حرفه در روند میان مدت با توجه به روند بلند مدت به هیچ عنوان به دنبال ورود به یک معامله در جهت خلاف روند بلند مدت نخواهد بود.

پس اگر روند بلند مدت را صعودی میبیند و استراتژی وی بر اساس روند میان مدت است به هیچ وجه به دنبال معاملات فروش نیست و فقط به دنبال بهترین نقاط برای معاملاتی با مطابقت و در جهت روند بلند مدت میباشد.

گام های روند اصلی یا اولیه در تئوری داو

بر اساس تئوری داو در یک روند اولیه که ما از آن به روند اصلی یاد میکنیم سه مرحله وجود دارد. ما این سه مرحله را با یک مثال برای یک روند مثبت یا صعودی شرح میدهیم:

اول : ذخیره و توده Accumulation

بعد از اینکه یک روند منفی یا نزولی شکل گرفت در واقع ارزش پایین یک دارایی مثلا طلا و در مرحله اول منجر به این خواهد شد که تمایلات عمومی و احساسات عمومی به سمتی حرکت کند که بازار اکثرا منفی باشد. تحلیل گر حرفه ای در این زمان شروع به ذخیره سازی یا همان خرید میکند تا در قیمت پایین بعنوان مثال طلا را خریداری کرده باشد.

دوم : مشارکت از سمت دیگران Public Participation

در این زمان افراد دیگری نیز پیدا میشوند و آنچه را که یک تحلیل گر حرفه ای در بازار قبلا دیده است را درک میکنند و شروع به خرید میکنند با این کار بازار با توجه به استقبال عمومی از طلا با رشد همراه خواهد بود و قیمت بصورت چشم گیری افزایش خواهد یافت.

3 : توزیع گسترده Distirbution

تحلیل گر حرفه ای که در قیمتهای پایین خریداری کرده است در این مرحله با توجه به اینکه میداند بازار با این رشد که بخاطر مشارکت عمومی ایجاد شده است به زودی به پایان روند خود خواهد رسید با هوش و زیرکی اقدام به فروش طلا میکند و عملا طلایی که ارزان خریده است را به قیمتی بالا به افرادی که تازه به فکر این هستند که در بخش مشارکت وارد شوند (( به اشتباه چرا که دیگر از زمان مشارکت عبور کرده بازار )) میفروشد و از بازار خارج میشود.

همین مثال را میتوانید برای خودتان برای یک بازار نزولی تصور کنید که تحلیل گر حرفه ای در آغاز روند نزولی با فروش طلا در مقابل دلار اقدام به ذخیره سازی میکند و در زمان مناسب در قیمتی پایین تر اقدام به خرید مجدد در حجم بیشتر خواهد کرد.

1 : مرحله ذخیره و ایجاد توده

2 : مرحله مشارکت عمومی و شکل گیری روند صعودی

3: مرحله توزیع گسترده و نزدیک شدن به پایان یک روند

همانطور که مشاهده میکنید سه مرحله ای که از نظر داو بر بازار حاکم است در تصویر فوق که ازچارت طلا میباشد مشخص است.

نکته جالب اینکه همواره بازار از مرحله سه به مرحله یک منتقل خواهد شد به این معنی که شکل گیری سه مرحله ای مجدد هر زمان در پایان مرحله سوم ممکن است اتفاق بیافتد و البته ممکن است با یک تغییر روند و یا یک اصلاح همراه باشد.

مجدد متذکر میشوم که هیچ ضمانتی وجود ندارد که این قوانین همیشه درست از آب در بیایند اما با بررسی چارت یقینا تایید خواهید کرد که عموما این اتفاق را مشاهده میکنید و سه مرحله گفته شده را به تکرار میتوانید در چارت خودتان مشاهده کنید.

در تصویر زیر نیز برای یک روند نزولی در تایم روزانه را میتوانید مشاهده کنید.

شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند

در تئوری داو اینطور گفته شده است : زمانیکه یک روند اصلی در یک شاخص یا نمودار ایجاد میشود باید توسط شاخصی دیگر در نمودار مورد تایید قرار بگیرد.

بعنوان مثال شما اگر روند اصلی را در یک جفت ارزی با محوریت دلار را کشف میکنید پس باید تایید افزایش ارزش دلار را از جفتهای ارزی دیگر نیز بگیرید تا یقین کنید که به واقع دلار درحال تقویت است نه اینکه جفت ارزی در مقابل آن درحال افت ارزش است.

فرض کنید که جفت ارزی دلار آمریکا به ین ژاپن شما شاهد شکل گیری یک روند اصلی منجر به تقویت دلار هستید پس طبیعتا این جفت ارزی در حالت صعودی قرار گرفته است. در این حالت برای تایید بهتر است از یک یا چند جفت ارزی دیگر با محوریت دلار نیز تاییدیه بگیرید مثلا جفت ارزی دلار آمریکا به فرانک سوئیس نیز اگر دلار در حال تقویت است باید صعودی باشد.

داو معتقد بوده است که ارتباط بین شاخص ها همیشه حفظ میشود در آن زمان شاخص مورد استفاده داوجونز که از شاخص های حمل و نقل بوده است با شاخص های صنعت در کنار هم در نظر گرفته میشدند امروزه نیز مقایسه شاخص ها یا جفتهای ارزی بازهم کاربرد بسیار مهمی دارند.

نکته لازم به تذکر این است که این تقاطع در بازار رمز ارزها کاربرد چندانی ندارد و مورد استفاده آن بیشتر در بازار فارکس است.

تایید روند بازار با حجم معاملات

در تئوری داو Dow Theory اینطور آمده است که هر چه حجم معاملات بیشتر باشد احتمال اینکه قیمت فعلی بر حرکت بازار تاثیر بگذارد بیشتر است.

از نظر داو یک روند قدرتمند باید با یک حجم بالا از معملات همراه باشد تا ادامه دار باشد در غیر این صورت روند قدرتمندی نخواهد بود.

پس اگر در یک روند صعودی حجم معاملات خرید قوی داشته باشیم احتمال اینکه روند صعودی پر قدرتی داشته باشیم بیسیار زیاد است .چارلز داو از حجم بعنوان یک اندیکاتور ثانویه استفاده میکرده و اعتقاد فراوانی به آن داشته است.

یا تصور کنید ما یک روند داریم چه صعودی چه نزولی تفاوتی نمیکند اما حجم معاملات در جهت روند آنچنان قوی و پرقدرت نیست. این نشان دهنده عدم علاقه و عدم اطمینان سرمایه گذاران از روند است. پس آنها منتظر هستند که تا در صورت جلب اعتماد وارد بازار شوند پس روند حاکم روند قوی نخواهد بود و حرکت قیمت با توجه به حجم پایین معاملات زیاد نخواهد بود.

پس بعنوان مثال اگر یک سهام را در نظر بگیریم که بر اثر انتشار یک خبر خوب و مثبت ارزش قیمتی سهمش افزایش پیدا کند به این افزایش قیمت مادامی ادامه خواهد داد که سهامداران با حجم معاملاتی بالا متقاضی آن باشند در غیر اینصورت شاهد کاهش ارزش خواهیم بود.

یک نکته واقعا سخت:

اینکه بتوانیم یک روند اصلی را از یک بازگشت ثانویه در بازار تشخص دهیم واقعا کار دشواری هست تا حدی که گاها بسیاری را دچار اشتباه میکند تا جایی که یک روند ثانویه منفی یا همان اصلاح قیمت بازار را با بازگشت قیمت و شروع روند اصلی جدید اشتباه میگیرند.

پس برای در امان ماندن از این اشتباه تلاش کنید تا همیشه در جهت روند حاکم معامله کنید و اگر روندی حاکم نیست صبور باشید تا یک روند اصلی جدید شکل بگیرد.

یک روند به مسیر خود ادامه میدهد مگر خلافش ثابت شود

چارلز داو بر این باور بوده است که روند ها همیشه به ادامه مسیر خودشان ادامه خواهند داد مگر اینکه دلایل کافی برای برگشت از ادامه روند خود پیدا کنند.

نکته ای که در چند خط بالاتر گفتیم رو مجدد مطالعه کنید و هیچ وجه در خلاف جهت روند معامله ای انجام ندهید مگر اینکه واقعا اطمینان حاصل کرده باشید که روند جدیدی شکل گرفته است نه یک روند اصلاحی یک روند اصلی جدید.

درآمدی بر نظریه داو

درآمدی بر نظریه داو

اساساً ، تئوری داو چارچوبی برای تجزیه و تحلیل فنی است ، که براساس نوشته های چارلز داو در مورد تئوری بازار است. داو بنیانگذار و سردبیر روزنامه وال استریت ژورنال و از بنیانگذاران شرکت داو جونز بود. وی به عنوان بخشی از شرکت ، در ایجاد اولین شاخص سهام ، معروف به شاخص حمل و نقل داو جونز (DJT) و پس از آن میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) کمک کرد.

داو هرگز ایده های خود را به عنوان یک نظریه خاص ننوشت و از آنها به عنوان نمونه یاد نمی کرد. هنوز هم بسیاری از طریق سرمقاله های خود در وال استریت ژورنال از او آموختند. پس از مرگ وی ، ویراستاران دیگری مانند ویلیام همیلتون ، این ایده ها را پالایش کرده و از سرمقاله های او برای گردآوری آنچه اکنون به عنوان تئوری داو معروف است ، استفاده کردند.

اصول اساسی نظریه داو

بازار همه چیز را منعکس می کند

این اصل با اصطلاحات فرضیه بازار کارآمد (EMH) کاملاً مطابقت دارد. داو معتقد بود که بازار همه چیز را تخفیف می دهد ، به این معنی که تمام اطلاعات موجود از قبل در قیمت منعکس شده است.

به عنوان مثال ، اگر از یک شرکت به طور گسترده انتظار می رود که سود مثبت بهبود یافته را گزارش کند ، بازار قبل از وقوع این موضوع را منعکس می نظریۀ داو کند. قبل از انتشار گزارش ، تقاضا برای سهام آنها افزایش خواهد یافت و پس از آنکه سرانجام گزارش مثبت پیش بینی شده ، ممکن است قیمت آنچنان تغییر نکند.

در برخی موارد ، داو مشاهده کرد که یک شرکت ممکن است قیمت سهام خود را پس از خبرهای خوب ببیند زیرا کاملاً مطابق انتظار نبوده است.

اعتقاد بر این است که این اصل هنوز توسط بسیاری از بازرگانان و سرمایه گذاران درست است ، به ویژه توسط کسانی که از تجزیه و تحلیل فنی استفاده گسترده می کنند. با این حال ، کسانی که تحلیل بنیادی را ترجیح می دهند ، مخالف هستند و معتقدند ارزش بازار ارزش ذاتی سهام را منعکس نمی کند.

روند بازار

برخی از افراد می گویند كه كار Dows همان چیزی است كه مفهوم روند بازار را به وجود آورد ، كه امروزه به عنوان یك عنصر اساسی در دنیای مالی تلقی می شود. تئوری داو می گوید که سه نوع اصلی روند بازار وجود دارد:

  • روند اولیه این روند عمده بازار است که از ماه ها تا سال ها ادامه دارد.
  • روند ثانویه از هفته ها تا چند ماه ادامه دارد.
  • گرایش سوم تمایل دارد در کمتر از یک هفته یا بیشتر از ده روز بمیرد. در بعضی موارد ، ممکن است فقط چند ساعت یا یک روز دوام داشته باشند.

با بررسی این روندهای مختلف ، سرمایه گذاران می توانند فرصت هایی پیدا کنند. در حالی که روند اصلی یکی از مهمترین موارد برای بررسی است ، اما فرصتهای مطلوب وقتی اتفاق می افتد که به نظر می رسد روند ثانویه و ثالث با روند اصلی مغایرت داشته باشد.

به عنوان مثال ، اگر فکر می کنید ارز رمزنگاری شده روند اولیه مثبتی دارد ، اما روند ثانویه منفی را تجربه می کند ، ممکن است فرصتی برای خرید آن نسبتاً کم وجود داشته باشد و پس از افزایش ارزش آن ، اقدام به فروش آن کنید.

مشکل اکنون ، مانند آن زمان ، در شناخت نوع روندی است که مشاهده می کنید و آن جایی است که تجزیه و تحلیل فنی عمیق تری انجام می شود. امروزه ، سرمایه گذاران و بازرگانان از طیف گسترده ای از ابزارهای تحلیلی برای کمک به آنها در درک نوع روند استفاده می کنند. در

سه مرحله از روند اصلی

داو ثابت کرد که روندهای اصلی بلند مدت سه مرحله دارند . به عنوان مثال ، در یک بازار گاو نر ، مراحل به شرح زیر است:

  • انباشت پس از بازار خرس قبلی ، ارزیابی دارایی ها هنوز پایین است زیرا احساسات بازار عمدتا منفی است. معامله گران و بازارسازان هوشمند در این دوره قبل از افزایش قابل توجه قیمت شروع به جمع شدن می کنند.
  • مشارکت عمومی اکنون بازار گسترده تری به فرصتی پی برده است که تاجران باهوش از قبل مشاهده کرده اند و مردم به طور فزاینده ای در خرید فعال می شوند. در طی این مرحله ، قیمت ها به سرعت افزایش می یابند.
  • توزیع بیش از حد در مرحله سوم ، عموم مردم همچنان گمانه زنی ها را ادامه می دهند ، اما روند رو به پایان است. تولیدکنندگان بازار شروع به توزیع دارایی های خود می کنند ، یعنی با فروش به سایر شرکت کنندگانی که هنوز متوجه نشده اند روند رو به معکوس است.

در بازار خرس ، مراحل اساساً برعکس می شود. این روند با توزیع افرادی که علائم را تشخیص می دهند آغاز می شود و مشارکت عمومی آنها را دنبال می کند. در مرحله سوم ، مردم به ناامیدی ادامه می دهند ، اما سرمایه گذاران که می توانند تغییر آینده را ببینند ، دوباره جمع می شوند.

هیچ تضمینی برای ادامه اصل وجود ندارد ، اما هزاران تاجر و سرمایه گذار قبل از اقدام این مراحل را در نظر می گیرند. نکته قابل توجه ، روش Wyckoff همچنین به ایده های انباشت و توزیع متکی است ، و مفهومی تا حدودی مشابه از چرخه های بازار (حرکت از یک فاز به فاز دیگر) را توصیف می کند.

همبستگی متقابل

داو معتقد بود که روندهای اولیه ای که در یک شاخص بازار مشاهده می شوند باید توسط روندهایی که در یک شاخص بازار دیگر مشاهده می شوند ، تأیید شوند. در آن زمان ، این امر عمدتا مربوط به شاخص حمل و نقل داو جونز و میانگین صنعتی داوجونز بود.

در آن زمان ، بازار حمل و نقل (عمدتا راه آهن) به شدت با فعالیت های صنعتی مرتبط بود. این دلیل منطقی است: برای تولید کالاهای بیشتر ، ابتدا نیاز به افزایش فعالیت ریلی برای تهیه مواد اولیه لازم بود.

به همین ترتیب ، بین صنعت تولید و بازار حمل و نقل همبستگی روشنی وجود داشت. اگر یکی سالم بود ، احتمالاً دیگری نیز سالم خواهد بود. با این حال ، امروزه اصل همبستگی بین شاخص کاملاً ادامه ندارد زیرا بسیاری از کالاها دیجیتال هستند و نیازی به تحویل فیزیکی ندارند.

حجم مهم است

همانطور که بسیاری از سرمایه گذاران اکنون این کار را انجام می دهند ، داو به حجم به عنوان یک شاخص ثانویه مهم اعتقاد داشت ، به این معنی که یک روند قوی باید با حجم بالای معاملات همراه باشد. هرچه حجم آن بیشتر باشد ، احتمال اینکه حرکت منعکس کننده روند واقعی بازار باشد ، بیشتر است. وقتی حجم معاملات کم است ، ممکن است اقدام قیمت نمایانگر روند واقعی بازار نباشد.

روندها معتبر هستند تا زمانی که عکس وارونه تأیید شود

داو معتقد بود که اگر بازار روند رو به رشدی داشته باشد ، به روند خود ادامه می دهد. بنابراین ، به عنوان مثال ، اگر سهام مشاغل پس از اخبار مثبت روند صعودی را شروع کنند ، این روند تا زمانی که عکس معکوس نشان داده نشود ، ادامه خواهد داشت.

به همین دلیل ، داو معتقد بود که تا زمانی که این تغییرات به عنوان یک روند اولیه جدید تأیید نشود ، باید با ظن رفتار شود. البته تمایز بین روند ثانویه و آغاز روند اولیه جدید آسان نیست و معامله گران اغلب با معکوس های گمراه کننده ای روبرو می شوند که در نهایت فقط روندهای ثانویه هستند.

افکار پایانی

برخی از منتقدان معتقدند که نظریه Dow منسوخ شده است ، به ویژه با توجه به اصل همبستگی متقابل (که بیان می کند یک شاخص یا میانگین باید از دیگری پشتیبانی کند). هنوز هم ، بیشتر سرمایه گذاران نظریه Dow را امروزه مرتبط می دانند. نه تنها به این دلیل که مربوط به شناسایی فرصت های مالی است ، بلکه به دلیل ایجاد مفهوم روند بازار که کار Dows ایجاد کرده است.

تئوری داو (Dow) در تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال

dow theory crypto trading

تئوری داو (Dow) حدوداً صد سال است که تکیه‌گاهی برای تحلیل تکنیکال به حساب می‌آید و احتمالاً اولین ابزاری است که اکثر تریدرهای ارز دیجیتال با آن آشنا می‌شوند. تئوری داو نظریه‌ای مالی است که سعی دارد مفهوم روند را توضیح دهد، اهمیت قیمت را بیان کند و تأکید ‌کند که تاریخ همواره در حال تکرار شدن است، لذا می‌توان از روند قیمت‌های گذشته برای فهم و پیش‌بینی بازار استفاده کرد.

dow theory crypto trading

تاریخچه و مفاهیم اولیه تئوری داو

تئوری داو (Dow) یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است که در معاملات بازارهای مالی و همچنین بازار ارزهای دیجیتال به کار گرفته می‌شود. این تئوری اولین بار توسط چارلز داو (Charles H Dow) مطرح شد و بعدها در مجموعه مقالات ژورنال وال استریت منتشر ‌گردید. ادوارد جونز (Edward Jones) و چارلز برگسترسر (Charles Bergstresser) در طرح این نظریه با جونز همکاری داشتند. جونز در سال 1902 فوت کرد و فرصت نکرد نظریه‌اش را در مورد بازارهای سهام به صورت کامل بیان کند.

همان‌طور که اکنون می‌دانیم، تئوری داو (Dow) در طول عمر 110 ساله‌اش با کوشش افرادی همچون ویلیام همیلتون (William Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea) و ریچارد راسل (Richard Russel) تکامل یافته است. برخی جنبه‌های این تئوری مانند توجه به بخش حمل‌و‌نقل و راه‌آهن به مرور زمان اهمیت خود را از دست داده‌ است. علی‌رغم اینکه این تئوری در تحلیل تکنیکال دارایی‌های مالی به کار می‌رود، اما همچنان از منظر فاندامنتال نیز حائز اهمیت است.

تمام مباحثی که در تئوری Dow مطرح می‌شود، می‌تواند به نحو مؤثری در معاملات ارزهای دیجیتال و ابزار مشتقه آن به کار رود.

در این مقاله به جزئیات تئوری داو می‌پردازیم و فرض می‌کنیم که مخاطبان با مفاهیم ابتدایی تحلیل تکنیکال مثل خطوط حمایت و مقاومت و خطوط روند آشنایی کافی دارند.

تئوری داو (Dow) چیست؟

تئوری داو نظریه‌ای مالی است که بیان می‌کند بازار هنگامی در روندی صعودی قرار دارد که یکی از شاخص‌های میانگین آن فراتر از نقطه اوج مهم قبلی برود و دیگر شاخص‌ها هم آن را تأیید کنند. این نظریه سرمایه‌گذاران را یاری می‌کند که بتوانند بازار را درک کنند و از وضعیت سلامت یک محیط مالی مطلع گردند.

تئوری داو از از زمان پیدایشش در ابتدای دهه 90 میلادی، اولین تئوری‌ای بود که تلاش کرد حرکات بازار را در قالب روند توضیح دهد. این نظریه بر این باور استوار است که بازار سهام می‌تواند به خودی خود معیار به غایت معتبری برای فضای کسب‌و‌کار باشد.

تئوری داو (Dow) از دهه 90 تا به حال دستخوش تحولات فراوانی شده اما با این حال مفاهیم مندرج در آن همچنان پس از گذشت یک قرن معتبر باقی مانده و در عمل سربلند بیرون آمده است.

dow theory crypto trading

اصول اساسی شش‌گانه تئوری داو

تئوری داو (Dow) از چند بخش تشکیل شده که به اصول اساسیِ شش‌گانه تئوری داو معروف‌اند. در اینجا، اصول مذکور را با جزئیات شرح می‌دهیم و آن را در چارچوب معاملات رمزارزها بررسی خواهیم کرد.

dow theory crypto trading

اصل 1: تمامی اطلاعات بازار در قیمت منعکس می‌شود.

تئوری داو (Dow) بر اساس فرضیه بازار کارا (Efficient Market Hypothesis) بیان می‌کند که تمامی اطلاعاتِ عمومیِ موجود، در قیمت جاری دارایی منعکس می‌شود. اصل مذکور به این معنی است که حتی اگر بخشی از اطلاعات عمومی موجود (مانند احتمالات آتی که بر صرف ریسک تأثیرگذارند) توسط افراد تحلیل نشود، قیمت ارز دیجیتال تمامی آن اطلاعات را در دل خود خواهد داشت؛ حتی آن دسته از اطلاعاتی که رسماً منتشر نشده‌اند.

این اصل شاید مناقشه‌انگیز‌ترین فرضیه تئوری داو باشد؛ زیرا از نظر برخی به معمای مرغ و تخم‌مرغ شباهت دارد. نمی‌توان مطمئن شد که قیمت‌های انعکاسی ماهیتی کُنشی دارند یا واکنشی. به طور مثال نمی‌توان فهمید که بازار از پیش از اطلاعات مطلع است یا صرفاً به اخبار واکنش می‌دهد.

اصل 2: در بازار سه نوع روند وجود دارد.

داو روندها را بر اساس مدت‌زمانشان به سه دسته طبقه‌بندی می‌کند.

  1. روندهای اصلی (Primary Trends): روندهایی هستند که 1 یا چند سال طول می‌کشند.
  2. روندهای ثانوی (Secondary Trends): این روندها کوتاه‌ترند و در درون و اغلب خلاف جهت روندهای اصلی جریان دارند. معمولاً بین سه هفته تا سه ماه طول می‌کشند.
  3. روندهای جزئی (Minor Trend): روندهایی هستند که کمتر از سه هفته دوام دارند.

dow theory crypto trading

در تصویر بالا انواع سه‌گانه‌ روندها در نمودار قیمت بیت کوین بر حسب دلار نمایش داده شده است. شناخت این سه روند به تریدر کمک می‌کند که با ورود و خروج به موقع خود به بازار حداکثر سود ممکن را از هر معامله به دست آورد.

اصل 3: هر روند اصلی سه مرحله دارد.

هر روند اصلی از سه مرحله تشکیل می‌شود:

  1. مرحله انباشت (Accumulation): وقتی که قیمت یک ارز دیجیتال پایین است یا دوره‌ای نزول قیمت را تجربه کرده و اهالی بازار احساسی منفی به آن دارند، تریدرهای هوشیار و فرصت‌طلب اقدام به خریداری آن می‌کنند و منتظر می‌مانند تا به آرامی رشد کند.
  2. مرحله مشارکت عمومی (Public Participation): پس از آنکه تعدادی تریدر باهوش فرصت را مناسب می‌بینند و بر یکی از ارزهای دیجیتال کم‌ارزش سرمایه‌گذاری می‌کنند، رفته‌رفته تعداد بیشتری از تریدرها وارد میدان می‌شوند و به تدریج عموم مردم هم اقدام به خرید می‌کنند. با افزایش تقاضا قیمت هم افزایش می‌یابد.
  3. مرحله توزیع (Public Participation): تریدرها تلاش می‌کنند از طریق سفته‌بازی سود بیشتری کسب کنند اما تازه‌واردان متوجه می‌شوند که روند در حال به پایان رسیدن است و در نتیجه از پوزیشن خود خارج می‌شوند و سرانجام روند معکوس می‌گردد.

dow theory crypto trading

اصل 4: روندها به مسیر خود ادامه می‌دهند مگر آنکه نشانه‌های واضحی از تغییر روند آشکار شود.

تئوری داو (Dow) می‌گوید که روندهای اصلی، علی‌رغم بروز برخی ریزموج‌ها بر خلاف جریان اصلی به مسیر خود ادامه خواهند داد؛ مگر آنکه اندیکاتوری آشکارا نشان از حرکت بازگشتی داشته باشد.

با استفاده از این اصل در معاملات رمزارزها می‌توان روندهای اصلی را از نوسانات و روندهای ثانوی متمایز کرد.

اصل 5: شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند.

به نظر داو جونز، روندی که در یک بازار مشاهده می‌شود باید توسط روندی مشابه در بازاری دیگر تأیید گردد. این بدان معنا است که اگر روند حاکم بر شاخص یک بازار به هیچ‌ کدام از شاخص‌های دیگر بازارها شباهت نداشته باشد، روند مشاهده‌شده از نوع اخلال (Noise) است. سیگنالی که در یک شاخص صادر می‌شود باید با سیگنال سایر شاخص‌ها همخوانی داشته باشد.

به عنوان مثال اگر میانگین صنعتی داو جونز (the Dow Jones Industrial Average) نشان دهد که روند اصلی صعودی جدیدی آغاز شده اما در عین حال شاخصی دیگر حکایت از روندی نزولی دارد، در این صورت تریدر نباید تصور کند که روند جدیدی آغاز شده است.

اصل 6: حجم معاملات باید روند را تأیید کند.

اگر قیمت در جهت روند اصلی حرکت کند، حجم معاملات باید افزایش یابد و اگر برخلاف روند اصلی حرکت کند، حجم معاملات باید کاهش پیدا کند. پایین بودن حجم معاملات نشان می‌دهد که روند مورد تحلیل ضعیف نظریۀ داو است. این اصل مفهومی فاندامنتال است که در تحلیل تکنیکال به کار می‌رود. بسیاری از مفاهیم از جمله ابزار فیبوناچی (Fibonacci Retracement tool) از نظریه داو بهره می‌برند.

سخن پایانی

تئوری داو نظریه‌ای مالی است که برای اولین بار مفهوم روند را معرفی و انواع آن‌ را بر حسب مدت زمان تداومشان دسته‌بندی می‌کند. تمامی اطلاعات بازار، حتی آن دسته اطلاعات که به صورت رسمی منتشر نمی‌شود در قیمت منعکس شده، لذا توجه به قیمت می‌تواند تریدرها را در شناخت و پیش‌بینی شرایط کلی اقتصادی یاری کند. طبق نظریه داو سه نوع روند وجود دارند: روند اصلی، روند ثانویه که اغلب بر خلاف جهت روند اصلی است و همچنین روند جزئی یا همان ریزموج. روندهای اصلی نیز سه مرحله دارند: مرحله‌ای که تریدر یک رمزارز کم قیمت را شناسایی می‌کند، فازی که قیمت با ورود مردم به آن رشد می‌کند و فاز آخر که با اتمام روند عده‌ای از آن خارج می‌شوند. شاخص‌ها باید وجود یک روند را تأیید کنند و در آخر هم به این اشاره شد که حجم معاملات به عنوان یک مؤلفه بنیادین در تأیید روندهای اصلی به کار می‌رود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا